تبلیغات
Case Method in Marketing Education
چهارشنبه 30 دی 1388  09:40 ب.ظ
نوع مطلب: (كارنامه فردی ،) توسط: گروه 7

نام: سارا

نام خانوادگی: طیبی

 

متولد: تهران

 

سال تولد: 1366

دانشجوی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی

 

سوابق پژوهشی و تحقیقاتی

ارایه مقاله با موضوع اگاهی بیماران از منشور حقوق بیماردر بیمارستان شریعتی

تدوین برنامه استراتژیك 5 ساله برای شبكه بهداشت ودرمان شهر ری

پژوهش در زمینه نقص پرونده‌های پزشكی در چهار بیمارستان جنرال دانشگاه تهران

 

 

فعالیتهای آموزشی

 

شركت در كارگاه مدیریت بحران و مدیریت استراتژی

شركت در كارگاه ISO 

گذراندن دوره‌های زبان انگلیسی

 

فعالیتهای هنری و ورزشی

 

 

ایروبیک وبدنسازی

 

شنا

 

تنیس روی میز


  • آخرین ویرایش:-

مدیرشركت تصمیم گرفت برای فروش بهتر مطالعاتی را انجام داده و مناطق و اشخاصی را كه بیشتر به این نوع شامپو ها نیاز دارند شناسایس كند. به دلیل كمبود وقت وهزینه امكان بررسی همه ی افراد نبود. بنابراین تصمیم گرفت از روش نمونه گیری برای تخمین تعداد متقاضیلن احتمالی استفاده كند. با انتخاب مثلا ً تعدادی  از هر یك از گروههای زیر:

  • مردانی كه كت و شلوار می پوشند معمولا به زودی متوجه شوره سر می شوند (به علت تیره بودن لباس)
  • مراجعیمن به مراكز درمانی خصوصا ً با تخصص پوست و مو  

سپس به هر یك از آن ها یك شماره ای داد و با انجام محاسباتی توانست میانگین تقریبی برای عارضه شوره سر  در شهر مورد نظر را به دست آورده و این عدد را به شهرهای دیگر هم تعمیم دهد.


  • آخرین ویرایش:-

نخستین سرویس تلفن همراه جهان که درآمدش را از محل تبلیغات تامین می‌کند، سال آینده در سه کشور اروپایی آلمان، اسپانیا و بلژیک راه‌اندازی می شود.
به گزارش (ایسنا)، سرویس فنلاندی انگلیسی Blyk، سرویس تلفن همراهی است که در قبال پذیرش تبلیغات از سوی کاربران، شماری مکالمه‌ی تلفنی و پیام کوتاه رایگان برای افراد 16 تا 24 فراهم می‌کند.
سرویس Blyk سال گذشته در انگلیس راه‌اندازی شد و قرار است تا اواخر سال جاری میلادی در هلند راه اندازی شود.
به گفته‌ی مسوولان این شرکت تلفن همراه، آلمان و اسپانیا در میان بزرگ‌ترین بازارهای تبلیغاتی اروپا بوده و
میزان هزینه‌ی صرف شده برای تبلیغات به ازای هر شخص در بلژیک دارای بالاترین نرخ در این منطقه است.
بر اساس تحقیقات، تبلیغات تلفن همراه ظرف چهار سال آینده درآمدی بین یک تا 24 میلیارد دلار ایجاد خواهد کرد؛ سرویس Blyk قصد دارد در کشورهای اروپایی بیش‌تری فعالیت کند.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 30 دی 1388  12:34 ب.ظ

پروفسور کوین لین کلر که دکترای خود را از دانشکده بازرگانی دانشگاه هاروارد اخذ کرده است، استاد دانشگاههای بازرگانی لندن، آکسفورد، بارسلون اسپانیا و برن سوییس بوده و کتاب هایی را در زمینه بازاریابی و و برند نیز نوشته است که از جمله آنها می توان به "راهنمای مدیریت برند" و " سراب بازارهای جهانی" اشاره کرد.

فاصله ایران و جهان از نظر برندینگ

بعضی ها اینطور می گویند که از نظر برندینگ و برندسازی، ایران در مراحل اولیه برندینگ قرار دارد و هنوز نسبت به غربی ها خیلی فاصله دارد و این فاصله ، روز به روز هم بیشتر می شود، چرا که غربی ها جلو و جلوتر می روند و ایرانی ها، هر چه تلاش کنند نمی توانند به قدمت چندین دهه ای و حتی چندین سده ای که آنها دارند، دست یابند. ولی من با این فکر موافق نیستم.

در حال حاضر مساله این است که هم شما و هم غربی ها باید به تجربیات مصرف کننده توجه کنید و بدانید که مصرف کننده و استفاده کننده از محصول شما، به دنبال چه هدف و مقصودی است، بنابراین شما نباید و نمی توانید که فقط از الگوهای غربی استفاده کنید، چرا که آنها الگوهایی بوده اند که در منطقه یا مناطق با فرهنگ خاص و نوع زندگی مخصوص جواب داده است و شاید برای شما راهگشا نباشد، چرا که با توجه به جغرافیای فرهنگی و اقتصادی شما و همچنین زمانه ای که در آن سپری می کنید، باید در جستجوی الگوهای خاص خود بوده و چیزی که منحصر به خودتان هست را کشف کنید و از آن استفاده نمایید و همین کار شما را مهیج تر هم می کند، چرا که شما باید خودتان بروید و و تحقیق کنید که ببینید چه روش و متدی به کار شما می آید و شما را به موفقیتی که در طلب آن هستید نزدیکتر می کند.

باید در این لحظه به این موضوع توجه کرد که بزرگ و کوچک بودن شرکت ها و اینکه چند سال است که آنها به وجود آمده اند و در حال فعالیت در بازار هستند، به خودی خود مهم نیست و نمی تواند که یک شرکت را در صدر بازار قرار دهد، چرا که دوره و زمانه عوض شده است و وضعیت زیستی ای که در حال حاضر در آن هستیم، خیلی متفاوت از 20 یا 30 سال و یا حتی قبل تر از آن است.

زنگ خطر برای شرکت های بزرگ

در اینجا یک زنگ خطر هم باید برای شرکت های بزرگ به صدا در آورد که اگر آنها فکر کنند که قدمت زیاد و زمان طولانی ای که از خلق و فعالیت آنها می گذرد، سبب می شود که آنها بازار را در چنگ خود بگیرند و در بالای لیست باشند، ممکن است که آنها را دچار تغافلی نماید که نتیجه آن شکست و عقب ماندن در بازار نوآوری ها و ابدعات باشد و اگر یک نگاه سرسری هم به اطراف خود بیندازید می بینید که چه بسا از شرکت های بزرگ و قدیمی بوده اند که با تکیه صرف بر نام و شهرت قدیمی خود شکست خورده اند و بیشتر از آنکه سود برده باشند، به ضرر دچار شده اند.
امروزه نوع رابطه با مشتری تغییر کرده است و شکل های زیادی که در چند و چون آن به وجود آمده است ، نیاز به دقت بیشتر سرمایه گذاران و صاحبان سرمایه و صنایع را به این رابطه را ملموس تر می نماید.
یک بقالی را در نظر بگیرید که در محدوده یک منطقه مسکونی به فروش اجناس می پردازد، چیزی که باعث می شود که این بقال موفق بشود آن است که او، هرچه که مشتری خواست را برای او تهیه کند و به این صورت دست مشتری ها را برای خرید اجناس بیشتر و متنوع تر باز کند.
بر این اساس اگر در منطقه تحت پوشش او یک مشتری امروز به او رجوع کرد و تقاضای جنسی را نمود که بقالی آن را تهیه ننموده است، در یک مقیاس مساوی بقال دیگری که این جنس را دارد رابطه بهتری را با مشتری خود برقرار می نماید و تعداد بیشتری از خریداران را به سوی خود جلب خواهد کرد، چرا که بازار متنوع تر و محصولات بیشتری را دارا است.

درباره نوع رابطه با مشتری می توان از روش تمرکز بر مشتری هم در یک مکان یا موقعیت خاص برای کسب بیشترین سود هم بهره برد، مثلا وقتی که یک فرد به بانک مراجعه می کند و یک حساب پس انداز یا جاری در آن افتتاح می نماید، بانک انواع و اقسام خدمات عابر بانک، تلفن بانک ، خانواده و ... دیگر خدمات را به او ارائه می نماید تا از مشتری هایی که به وی رجوع می نمایند، بیشترین بازده را اخذ نماید.

امروزه باید چه کرد؟

امروزه باید تلاش کرد تا میزان رابطه با مشتری را بیش از پیش وسیع نمود و از هر فرصتی که مشتری به شرکت مراجعه می نماید، بیشترین استفاده را برد.
مثلا وقتی که شما به یک سایت فروش بلیت هواپیما مراجعه می کنید و یک بلیت برای تهران می خرید، در کنار آن لینک های دیگری را قرار می دهند که اگر می خواهید ماشینی تهیه کنید، اینجا را کلیک کنید، یا اگر به دنبال هتل یا رستوران خوب و سنتی هستید که غذاهای خوب و مشهور ایرانی در آنها پخته می شود، اینجا را کلیک نمایید.
این نشان دهنده آن است که بازاریابی به این سو در حرکت است و آینده ای که بازاریابی دارد این است که رابطه بهتری را با مشتری به وجود آورد تا بتوان با او دوست شد و اعتماد او را جلب کرد؛ چرا که وقتی این اتفاق بیفتد دیگر مشتری ، به اندازه دنیا از شرکت یا کمپانی ای که به او اعتماد دارد، خرید خواهد کرد و می توان دنیایی از محصولات را پیش روی وی گذاشت.

این رمز موفقیت شرکت های آینده است که در پی بهبود رابطه خود با مشتری ها و مخاطبینشان هستند و در نقطه مقابل، هر شرکتی که فکر کند که آینده مثل گذشته است و از همان تاکتیک هایی می توان سود برد که در گذشته باعث موفقیت وی شده است، بی تردید به ورطه شکست و زیانباری خواهد رسید.

به فرض اگر یک شوینده با اتکا به اینکه چون 100 سال است که به وجود آمده و فروش داشته است، پس باز هم مردم به محصولات آنها رجوع می کنند و از همان شوینده می خرند، در اشتباه است. چرا که همه چیز در حال تغییر است و این شوینده ، اگر بخواهد همچنان بهترین باقی بماند، باید خود را با زمان تطبیق بدهد، وگرنه دیگران از او پیشی می گیرند و گوی موفقیت را از او می ربایند.

برندهای آینده

در آینده برندهایی مورد توجه خواهند بود که خود را به سطحی بالاتر از محصولاتشان می رسانند و به مفهومی بالاتر از تولید توجه می کنند، چرا که آنها در پی رضایت مشتری هستند و همه قوایشان را برای رسیدن به این آرزو که کسب خشنودی مشتری است، متمرکز می نمایند.
مثلا آینده داروسازی این است که دیگر داروهای عمومی ای که اول ساخته می شوند و بعد مشتری می رود و آنها را بر اساس تجویز پزشک می خرد و استفاده می کند، کنار خواهد رفت و به جای آن داروهایی فراگیر خواهد شد که بر اساس ویژگیهای افراد دارو ساخته بشود و برای هر کس با توجه به مشخصات بیماری ای که به آن گرفتار شده است، یعنی با توجه به نوع و شدت مرضی که دارد دارو ساخته شود تا بتواند از درمانی که مختص او تولید و ساخته می شود استفاده ببرد.

کاری هم که چند تا از شرکت های هوایی که کیفیت پایینی هم دارند جالب و در خور توجه است.
شرایط پرواز آنها سخت و دشوار است و شاید به نظر برخی ، خیلی غیرقابل تحمل و دور از انتظارهم باشد.
آنها فقط نصف شب پرواز می کنند و به فرودگاههایی می روند که کمتر کسی به آنجاها می رود و با هواپیماهایی هم پرواز می کنند که تکنولوژی آنها قدیمی و مستعمل است؛ولی دیده می شود که مشتری ها از آن استقبال می کنند و بلیت های آنها را برای مسافرت انتخاب می نمایند.

سوال اینجاست که چرا اینطوری است و چرا با این سطح خدمات پایینی که آنها ارائه می دهند باز هم در جذب مشتری موفق هستند؟
جواب آن است که آنها قیمت های کمتری می گیرند و مشتری ای هم که توان مالی کمتری دارد، پیش خود اینطور حساب می کند که اگر من سوار این هواپیما بشوم و از این شرکت برای سفر استفاده نمایم، می توانم پول بیشتری را ذخیره نمایم متا در جایی که بیشتر نیاز من است، از آن بهره ببرم.
آنها از هواپیمای خوب بدشان نمی آید، چرا که اگر پول پروازشان را کس دیگری بدهد و متقبل بشود، آنها از خطوط هوایی گران قیمت و هواپیماهای لوکس استفاده می کنند، ولی الان نه؛ چرا؟ چون به تفاوت پولی آن نیاز دارند.

آنچه باید در برند به آن توجه کرد

نتیجه صحبت من آنکه در دنیای امروز ، باید روش ارائه برند درست باشد و شیوه ای که برای ارائه محصول یا خدمات به مشتری ارائه می گردد، باید درست و بر اساس ساختار آرزوها و خواست های مشتری باشد.
و همین جا من توصیه ام به شرکت های ایرانی این است که به جای آنکه کیفیت کلی محصول خود و تولیداتی که در دست دارید را پایین بیاورید تا به این صورت کیفیت را از دست بدهید و طبعا قیمت را کاهش بدهید، چیزهایی را از برندتان کم کنید و حذف نمایید که قابل حذف هستند و مشتری هم به آنها اهمیت چندانی نمی دهد و می تواند در عین حال که برند شما و محصول تان را ساده می نماید، توجه مشتری را نیز جلب کند و مورد پسند او قرار بگیرد و با قیمت مناسب تری هم به او عرضه بشود.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 30 دی 1388  12:33 ب.ظ

 

 

 

مارتین رول ، بازاریاب و نظریه پرداز عرصه تبلیغات بازرگانی و نویسنده کتاب برندهای آسیایی ، یکی از میهمانان ویژه سومین کنفرانس بین المللی برند بوده است . او که با بسیاری از شرکت ها و کمپانی ها مشهور جهانی در امر بازاریابی و حفظ و ارتقاء برند ، همکاری داشته است و از معتبرین های این عرصه به حساب می آید، راهکارهایی را در سخنرانی خود مطرح می نماید که برای مدیران اقتصادی ایرانی اعم از دولتی و خصوصی می تواند کارا و قابل استفاده باشد:

خیلی ها فکر می کنند که اگر بخواهند یک برند قوی و جدید داشته باشند که با استفاده از آن بتوانند بازار را به سوی خود سوق بدهند، باید از تبلیغات تلویزیونی و رادیویی و عکس های خوشگل روی بیل بورد ها و بنر ها استفاده کنند. اما اصلا اینطور نیست. بلکه مسائلی که در ارائه برند و رهبری آن وجود دارد، پیچیده تر از آن است که با استفاده از صرفا تبلیغات بتوان به آن دست یافت. من برای این موضوع، یعنی هدایت و سکانداری برند ، از یک رویکرد 10 مرحله ای استفاده کرده ام که یک یک ارائه می دهم:

1
رییس سازمان باید توجه کند

مساله اول آن است که باید رییس سازمان و کسانی که در بالاترین الگوهای مدیریتی هر شرکت و سازمانی هستند،مفهوم برند را مد نظر داشته باشند و به آن توجه نمایند. بنابراین مدیران سازمان، علاوه بر تخصص اصلی، باید تخصص در بازاریابی و مشتری مداری یا همان مدیریت حوزه عمومی داشته باشند.
آی بی اِم در چندین سال قبل به جایی رسید که تقریبا باورشکستگی چندگامی بیشتر فاصله نداشت، اما با تغییر مدیریت اتفاقی افتاد که کاملا آن را متحول کرد. فردی که بر سر کار آمد و هدایت آن را بر عهده گرفت، فردی بود که از تکنیک های فنی این شرکت، به نسبت متخصصین و مهندسینی که درون آن فعالیت می کردند، چیزی نمی دانست، اما به واقع یک سخنگو و سخنران درجه یک بود و براحتی می توانست که با رسانه ها ارتباط برقرار کند و خبرنگاران را مجذوب خویش نماید. او رویکردی را اتخاذ کرد که آی بی اِم را نجات داد و دوباره جان تازه ای به این شرکت از نفس افتاده بخشید. می دانید او چه کرد؟

مدیر جدید آی بی اِم بازاریابی را به سطح اول مدیریتی این شرکت وارد کرد و به جای آنکه فقط خود در قله بنشیند و تولید کند، از همان ابتدا خود را وارد قضایای بازارسازی و بازاریابی نمود و بدین ترتیب ، بازاریابی و برندمحوری را به مهمترین موردی که سازمان متبوعش با آن مواجه بود تبدیل کرد تا به این صورت ، شرکت تحت مدیریتش را مجددا به سطح یک شرکت سودآور و پربازده برساند.
پس نکته این است که مسوول بازاریابی، باید درون حوزه مدیریت وجود داشته باشد و با جریان های مدیریتی آمیخته باشد تا بتواند نظرات و ایده هایش را به جای آنکه از پایین به بدنه تزریق کند، از بالا به مجموعه زیرین خود ابلاغ نماید.

2
شما نباید در فضای گنگ و ناشناخته قدم بزنید ، چرا که احتمال ضربه خوردنتان بیشتر است


بازار هم دقیقا همین است، باید خیلی واضح و روشن بدانید که فرق شما با دیگران چیست و چه تفاوت هایی میان سازمانی که شما در آن فعالیت می کنید، با دیگر رقبا و دیگر برند ها وجود دارد. مثلا اگر قرار است که پانزدهمین برند موبایل باشید، باید دقیقا بدانید که با 14 برندی که قبل از شما این شانس را داشته اند که به وجود آیند و خلق شوند، چه فرق هایی دارید تا با این مقایسه جایگاه خود را در بازار و در میان دوست و دشمن پیدا کنیدو به خوبی بشناسید و در جهت حفظ و تقویت آن حرکت نمایید.

3
فاکتور مهمی به نام عاطفه

ما در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده ایم که در انتخاب مردم از یک برند،بیشتر از آنکه قیمت سهیم باشد، مساله عاطفی وجوددارد. یعنی اینکه برای یک خریدار مهم است که یک برند را دوست داشته باشد یا نداشته باشد. معلوم است که این قاعده در مورد برندهایی که قیمت های مساوی دارند با یکدیگر، حتما صدق می کند، چرا که مردم ، چیزی را می خرند که از آن خاطره خوبی داشته باشند و به آن علقه داشته و جزو موجودی های عاطفی شان باشد، ولی در کل، برندی که عامه به آن احساس خوبتری داشته باشند، محبوب تر و مورد توجه تر خواهد بود.

4
نباید فقط به فکر خود باشید

بلکه باید سایر ذی نفعان را نیز وارد قضیه کنید، چرا که یک برند، هیچگاه به تنهایی موفق نمی شود. شما برای آنکه به موفقیت دست یابید ، نباید خودخواهانه همه چیز را برای خود بخواهید و انتظار داشته باشید که به همه چیزی هم که مد نظر دارید، دست یابید. بلکه منفعت، در یک سود جمعی و عمومی ، بیشتر از یک شیوه انحصاری و انفرادی است.
یکی ازبرند های خوب، خطوط هوایی سنگاپور است؛ همان طور که می دانید هنگامی که سنگاپور از مالزی جدا شد، بر سر استقلال طلبی این کشور، نزاع های سیاسی زیادی وجود داشت، اما کار جالبی که سنگاپوری ها در بدو تاسیس خطوط هوایی شان انجام دادند، آن بود که به خطوط هوایی دیگراز آمریکا و اروپا اجازه دادند که به راحتی وارد محدوده هوایی سنگاپور بشوند و از آن بگذرند یا آنکه بار و مسافران خود را تخلیه کنند.
در نتیجه همین استقبالی که دیگر خطوط از حیطه هوایی سنگاپور انجام دادند- با اینکه این کشور کوچک است و در کمتر از 3 دقیقه از پرواز، شما از مرز هوایی آن خارج می شوید- سبب شد که به عنوان یک شرکت هوایی که دیگر خطوط هوایی نیز می توانند از مزایای آن استفاده کنند مطرح بشود.

شرکت خطوط هوایی سنگاپور، مدیری دارد که خیلی آدم محجوب و ماخوذ به حیایی است و از آن تیپ شخصیت هایی است که ساکت هستند و لبخند می زنند و بیشتر از آنکه حرف بزنند، گوش می کنند و می شنوند.
مساله جالب آن است که کارهایی که آنها انجام داده اند، به نوعی سبب شده تا خیلی از شرکت های هوایی دیگر دقیقا نظیر همان ها را تکرار کنند تا این شرکت ، به نوعی الهام کننده و یکه تاز عرصه خطوط هوایی و به نوعی دیگر، یک سرمشق برای آسمان جهان قلمداد بشود.
یکی از کارهای جالبی که آنها انجام دادند آن بود که یک طراح لباس قوی از پاریس را به استخدام خود درآوردند تا از لباس سنتی کشور مالزی (مالای) استفاده کند و لباسی را برای یونیفرم مهماندارانشان طراحی کند. البته این لباس برای کسانی که در سنگاپور و مالزی زندگی می کنند، چیز تازه ای نبود، چرا که به کرات آن را برتن خانواده و هموطنان خود دیده بودند، اما برای مردمی که می خواستند از خطوط هوایی این شرکت استفاده کنند، به عنوان یک نوع پوشش سنتی بسیار جذاب و قابل توجه بود
از دیگر کارهایی که آنها برای اولین بار انجام دادند، استفاده از کنگورد در حدفاصل بین اروپا و آسیا بود، البته الان دیگر نسل کنگورد به دلیل آلودگی صوتی که ایجاد می نمود و سبب شکستن دیوارهای صوتی می شد، منقرض شده است، اما اینکه آنها شرکتی باشند که برای اولین بار از آن استفاده کنند سبب ارتقاء برند این شرکت شد.
البته آنها در استفاده از هواپیماهای شرکت ایرباس نیز پیشتاز بودند، بدین صورت که شرکت ایرباس، اولین پرواز بویینگ A-380 را در خطوط هوایی سنگاپور انجام داد.
اگر از من بپرسند که آیا این سنگاپور ایرلاین بود که از ایرباس خواست که اولین هواپیمای خود را در این شرکت تست کند، یا آنکه ایرباس بود که از سنگاپور ایرلاین تقاضا کرد،من حدسم آن است که این ایرباس بود که در یک تقابل برندینگ با سنگاپور ایرلاین ، خواستار آن شد که این هواپیما برای اولین بار در این شرکت به پرواز در آید.
طبعا این کار خطوط هوایی سنگاپور، با پوشش خبری رسانه های جهانی همراه بود و سبب شد که برند آنها، درانظار جهانی بیشتر به چشم آید، حال آنکه وقتی خطوط هوایی مالزی، مدتی بعد، از همان مدل ایرباس در خطوط خود استفاده نمود، به زحمت چند تا از روزنامه های بومی و محلی از مساله استقبال نمودند.

نکته ای که در اینجا وجود دارد آن است که باید به نقاط تماس با مخاطب( تاچ پوینت) بیشتر توجه نمود و از آن بیشتر سود جست. کاری که سنگاپور ایرلاین به خوبی آن را انجام داد.
یادم هست که یکبار از خطوط هوایی سنگاپوراستفاده کرده بودم و وقتی که هواپیما در سنگاپور نشست، دیدم که ساک پلاستیکی ای که من قبل از پرواز به خدمه باربری تحویل داده بودم، شکسته و درب و داغان شده است. من رفتم و این مساله را به دفتر خطوط هوایی سنگاپور گزارش کردم . آنها معذرتخواهی کردند و گفتند که شما شماره و آدرس هتل خود را بنویسید تا ما کسی را بفرستیم که این مساله را بررسی کند.
من فکر نمی کردم که آنها واقعا این کار را انجام دهند، اما روز بعد، فردی از سنگاپور ایرلاین آمدو یک ساک دیگر، دقیقا مثل همان ساکی که من داشتم، و با همان مارک، همراه با یک یادداشت به من تحویل داد. روی یادداشت نوشته بود: آقای مارتین رول از اتفاقی که برای ساک شما افتاد متاسفیم. امیدواریم که رنگ ساکی که برای شما انتخاب کرده ایم را بپسندید. اگر هم نپسندید، ساک را برای ما پس بفرستید، تا ساک دیگری با رنگ دلخواه برای شما تهیه کنیم . امضاء:آقای مت

من نمی دانستم که این آقای مت کیست. اما همین کار آنها سبب شد که از آن لحظه به بعد، خطوط هوایی سنگاپور برای من معنای دیگری پیدا کند ؛من چیزی نبودم، من فقط یک مسافر بودم بین 140 هزار مسافری که هر روز با استفاده از هواپیماهای آنها جابجا می شدند، اما آنها کاری کردند که من با این شرکت دوست شوم تا ارزش برند خطوط هوایی سنگاپور، دیگر از حد صرفا یک شرکت هوایی که کارش حمل و نقل مسافر و بار است فراتر برود و به یک نقطه عطف در ذهن من تبدیل بشود.
حال ببینید که در فرآیند تولید تا ارائه محصول یک شرکت به مشتری، چقدر از این نقاط برخورد وجود دارد که می توان از آنها استفاده کرد و برند را در ذهن و جان مشتری جای داد و آنرا از مرحله یک کالا یا سرویس مصرفی و فراموش شونده به یک امر عاطفی و احساسی و خاطره گونه تبدیل کند.
5
باید چشم انداز قوی ای داشته باشید

نباید کوتاه نگر باشید و فقط چشم به اطراف خود داشته باشید. باید نگاهتان از یک نوع خمیرمایه وسعت و گستردگی بهره مند باشد.
شرکت هوآوِی ، مشتقی بود از شرکت بزرگ سیسکو که فعالیت های تولید قطعات الکترونیکی آن در سطح جهانی مشهور بود. وقتی که چند تن از مهندسین سیسکو ، از آن جدا شدند و هوآوِی را تاسیس کردند، همگان آنها را به سخره گرفتند که چگونه خواهند توانست که با شرکتی همچون سیسکو که یکی از غول های الکترونیک در دنیا به شمار می آید، به رقابت بپردازند.
ولی آنها ناامید نشدند و فعالیت خود را آغاز کردند، اما به جای آنکه به بازارهای ممتاز جهانی همچون آمریکا و اروپا نظر داشته باشند و سراغ آنها بروند، بدنبال کشورهایی رفتند که در بازار جهانی، هیچکس حساب چندانی روی آنها باز نمی نمود!
آنها حتی سراغ کشورهایی رفتند که گرفتن ویزای آن کشور ها مشکل و سخت بود و حتی مسافرت به آنجاها هم خطراتی را در بر داشت. خلاصه آنکه هوآوِی با تمرکز با بازارهای کوچک و منطقه ای، برند خود را به جایی رساند که قابلیت رقابت با شرکت بزرگی چون سیسکو و برندهایی نظایر آن را پیدا کرد. مساله حایز اهمیت ، داشتن نگاه عمیق و همه جانبه است که آنها داشتند و همین سبب موفقیت سهام آنها شد.

6
باید افرادی را داشته باشید که دلسوز شرکت شما باشند

باید شما سفیرانی را پرورش بدهید که با جان و دل به کارشان و به شرکت شما بها بدهند و عمیقا برای آن مایه بگذارند و کار کنند. وقتی که چنین افرادی را یافتید، قدر آنها را بدانید و به شان و منزلت آنها احترام بگذارید، چرا که آنها هستند که سبب پیشرفت شرکت شما خواهند شد و شما را پله پله به بالا خواهند برد و ارج و قرب شما را در نزد مخاطبین تان افزایش خواهند داد.

باز هم از خطوط هوایی سنگاپور ، خاطره ای دارم: یادم هست که در یک پرواز طولانی ای که با آنها داشتیم، در نصف شب، کودک نوزادی بود که در آغوش مادرش خیلی سر و صدا می کرد و مادرش هم هر کاری می کرد نمی توانست که او را ساکت کند و همین مساله سبب شده بود که خودش هم ، عصبانی و پرخاشگر بشود.
دقیقا یادم هست که یکی از خدمه مهماندار هواپیما جلو آمد و کودک را از آغوش مادرش تحویل گرفت و به اتاقک خودشان که در انتهای هواپیما بود برد. من ، خوب شغلم به عنوان بازاریاب اقتضا می کرد که این مساله را پیگیری کنم، چرا که کنجکاو شده بودم که با کودک آن مادر چه کرد.
رفتم تا اتاقک و سرک کشیدم، دیدم که خدمه نشسته اند و غذا می خورند و کودک را هم گذاشته اند روی حوله ای که روی میز بود و کودک هم دارد دست و پا می زند و با خودش بازی می کند و دیگر گریه نمی کند. به آن خدمه گفتم که آیا به شما آموزش داده اند که وقتی یک کودک جیغ می زند، اینگونه او را آرام کنید؟ دیدم که او خیلی تعجب کرد و گفت: نه نه! در کلاس مهمانداری که این چیزها را به ما نمی گویند. من از این روش استفاده کردم تا مادر این کودک ، یک مقدار بخوابد و خستگی در کند و دیگران هم در آرامش باشند.
ببینید! دلسوزی را می بینید؟ این چنین افرادی را پیدا کنید تا با جان و دل برای شرکت و برند شما کار کنند تا سبب رشد و پیشرفت برند شما بشوند.

7
(Delivery service)

باید سیستم تحویل دادن خدمات را نیز مد نظر داشته باشید. کار قابل توجهی که یکی از شرکت های ژاپنی تولید کننده پوشاک در بدو کارش در آمریکا انجام داد آن بود که محصولات خود را درون کانتینر های متحرکی که قابلیت جابجا شدن داشت ارائه داد و همین برای کسانی که دنبال تنوع در انتخاب بودند، جذاب بود. آن شرکت مدتی بعد از آنکه به این شیوه کار کرد، سیستم خود را تغییر داد و آنرا تبدیل به سیستم ثابت نمود. یادمان نرود که باید افراد را هم آموزش داد تا بین آنها همخوانی سازمانی ایجاد شود تا بدانند که چگونه باید در هماهنگی کامل با همدیگر، به امر ارائه سرویس ها بپردازند.

8
(Communicate!)

ارتباط برقرار کنید ! نباید نگاه کنید که شرکت های دیگری که در حال پیشرفت هستند، چه می کنند و شما دقیقا همان کارهایی که آنها انجام داده اند را کپی بزنید و تکرار کنید، بلکه باید ببینید و بررسی کنید که با وضع موجود و داشته هایی که در اختیارتان هست، شما چه می توانید بکنید و چه شیوه ای را برای برقرار کردن ارتباط و رابطه درست و موثر با مخاطبین خود برگزینید.
شرکت شانگهای تَن، یک شرکت چینی تولید کننده لباس بود که برای ارائه محصولات خود، از باورها و داستان های سنتی چینی استفاده نمود، آنها افسانه ها و نقش و نگارهایی که متعلق به تاریخ کهن خودشان بود را در قالب لباس هایی که تولید می کردند استفاده کردند و به نمایش گذاردند.
البته آنها از زمان خود جلوتر بودند و متاسفانه ورشکسته شدند و یک شرکت سوییسی، سهام آن را خرید و با استفاده از تیم خوبی که داشتند ، آن شرکت را تبدیل به یک شرکت پرسود تولید کننده لباس های شیک و لوکس در دنیا نمودند. البته در اینجا نکته ای که وجود دارد این است که زمان هم در ارائه طرح هایی که برای بازاریابی و ارتقاء برند مطرح می شود ، اهمیت زیادی دارد و باید از تکنیک های ارتقاء برند، به اقتضای موقعیت و زمان به درستی استفاده شود تا جواب درستی دریافت شود و به نتیجه مورد نظر رسیده شود.

9
(Brand performance)
br> < کارکرد برند را اندازه بگیرید. همیشه باید بدانید که برند شما چه ارزشی دارد و از لحاظ اهمیت در چه موقعیتی قرار دارد. این مساله در تصمیم گیری های کلانی که برای شرکت خود صورت می دهید، اهمیت والایی دارد. br> < مثلا ارزش برند بی اِم دبلیو ، 144 میلیارد دلار است و این ارزش و اهمیت، در طول سال های متمادی ای که این برند حیات داشته است به اینجا رسیده است و در سالهای آتی هم می تواند متغیر باشد. br> < همیشه فاکتور ارزش در چرخه حیات کالا ، می تواند برا ی یک مدیر،ارزشمند و حائز اهمیت باشد، چرا که یکی از پارامترهایی است که استراتژی کلی شرکت را بر آن اساس می توان شکل داد.

10
منعطف باشید و با زمان خود را تطبیق بدهید

این خیلی مهم است که شما فکر نکنید که چون قدیمی تر هستید و زودتر از دیگران به عرصه وارد شده اید، پس موفق تر هستید و همیشه هم استقبال از شما ، کمافی السابق خواهد ماند. برعکس!
ممکن است که خطر عقب ماندن از دیگران و بروز نبودن در نزدیکی تان باشد و شما از در ک آن عاجز باشید. مثلا سونی ، در چند سال اخیر نشان داده که خیلی متکبرانه رفتار نموده است و در استفاده از نوآوری، انگار که خساست داشته اند وبه داشته های چندین دهه ای خویش ، نازیده اند. در واقع آنها فراموش کردند که باید نو بمانند و نوآوری کنند تا بدین صورت از قافله عقب نمانند و همچنان پیشتاز بازار الکترونیک باشند.

یا حتی سونی اریکسون ؛ آنها در فاصله سالهای بین 1990 تا 1995 بهترین برند گوشی همراه بودند، ولی نوکیا که از پایین شروع کرده بود، آهسته آهسته خود را به بالا و بالاتر رسانید و حالا اگر آمار بگیرید، در بسیاری از کشورها در سطح بالاترین برند گوشی همراه است.
یا نمونه دیگر شرکت تولید لباس بوربِری که از سال 1856 کار خود را در انگلیس آغاز کرد و به اوج هم رسید و در یک برهه زمانی، خیلی هم پرطرفدار بود، ولی چون نتوانست که بر مبنای زمانه تغییرات را در درون خود پایه ریزی کند، کم کم به فراموشی سپرده شد و دیگر در هزاره جدید، با آنکه قدمت این شرکت خیلی زیاد است، اما رسما به خاطره های پیرمردهای انگلیسی پیوسته است.

علاوه بر 10 رویکردی که ارائه شد نتیجه آنکه باید از کارخانه محوری به برندمحوری حرکت کرد و از صرفا کار تولیدی، به سوی طراحی های جدید و نوآوری ، ره سپرد.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 30 دی 1388  12:32 ب.ظ

پس از تعریف بازار هدف، ماهیت رقابت و چارچوب رقابتی مناسب برای جایگاه سازی، گام بعدی طراحی و تدوین جایگاه برند است. تعریف جایگاه مناسب نیازمند تدوین و تثبیت تداعیات ذهنی مصرف کننده از نقاط تمایز (افتراق) و نقاط اشتراک با سایر برندها است.
• تداعیات ذهنی از نقاط افتراق (تمایز)
نقاط افتراق (POD) عبارتند از ویژگی ها یا مزایایی که مصرف کنندگان در ذهن خود با برند آمیخته می کنند و بر اساس تداعیات ذهنی مثبت خود از آنها به این باور می رسند که این برند از رقبا برتر است. اگرچه هر مشتری می تواند تداعیات بی شماری از یک برند در ذهن داشته باشد اما بر اساس مدل CBBE تمامی این تداعیات ذهنی را به دو دسته کارکردی (مرتبط با عملکرد) و انتزاعی (مرتبط با تصویر ذهنی مشتری) تقسیم می کنیم. انتخاب برند توسط مشتریان اغلب به تداعیات ذهنی آنها از تمایزات ادراک شده بستگی دارد.
• تداعیات ذهنی از نقاط اشتراک
تداعیات ذهنی از نقاط اشتراک (POP) برخلاف نقاط افتراق لزوما منحصر به یک برند نیستند بلکه در میان برندهای مختلف مشترک هستند. نقاط اشتراک دو دسته هستند: در سطح رده محصول و در سطح بازار رقابت. نقاط اشتراک در سطح رده محصول ، نمایانگر شرایط لازم (و نه لزوما کافی) برای انتخاب برند هستند. این نقاط در سطح ویژگی های عمومی محصول تعریف می شوند و اغلب در زمره مزایای مورد انتظار از محصول به شمار می آیند. مشتریان به استفاده از خدمات بانک بدون در نظر گرفتن ارائه خدمات پرداخت و دریافت پول نمی اندیشند و هر مشتری از بانک انتظار دارد که ایمنی نقدینگی وی را تضمین کند، چک مسافرتی در اختیارش قرار دهد، از ساعات کاری مناسبی برخوردار باشد و دستگاه های خودپرداز در اختیار داشته باشد. ویژگی های اشتراک در رده محصول یا خدمت ممکن است با توجه به پیشرفت های تکنولوژیکی، حقوقی، تغییر در روندهای مشتریان و یا سایر عوامل تغییر یابد. اما این ویژگی ها و مزایا در زمره بایدها برای حضور در بازی کسب و کار به شمار می آیند. نقاط اشتراک رقابتی آن دسته از تداعیات ذهنی هستند که برای خنثی کردن نقاط افتراق رقبا طراحی شده اند. به بیان دیگر اگر برندی در این شاخص ها در سطح "نقطه سربه سر" فعالیت کند -در حالی که رقبا در تلاش باشند به مزیت دیگری در سایر ویژگی ها دست یابند- می تواند از جایگاه رقابتی برتر و غیرقابل انکاری برخوردار شود.
نکات راهنما برای جایگاه سازی برند
مفاهیمی نظیر نقاط افتراق و نقاط اشتراک می توانند به عنوان ابزارهای ارزشمندی برای هدایت جایگاه سازی استراتژیک برند مورد استفاده قرار گیرند. دو نکته کلیدی در تعریف جایگاه رقابتی برای برند عبارتند از: 1. تعریف چارچوب رقابتی 2. انتخاب و تثبیت نقاط اشتراک و نقاط افتراق
جایگاه سازی برند و برنامه های بازاریابی
تحقیقات کاوشی برند باید بتواند ساختار دانش فعلی مشتریان را در زمینه عناصر اصلی برند (و عناصر اصلی برند رقبا) روشن سازد و میزان آگاهی و تصویر ذهنی مشتریان از برند را معرفی کرده و نقاط اشتراک و افتراق برند را مشخص کند. تغییر تصویر ذهنی فعلی برند و رسیدن به تصویر ذهنی مطلوب به معنی افزودن تداعیات جدید، تقویت برخی تداعیات فعلی و یا کم رنگ ساختن و حذف تداعیات نامطلوب از ذهن مصرف کنندگان است. به اعتقاد John Roberts – یکی از متخصصان و محققان پیشرو در بحث بازاریابی کشور استرالیا- چالش پیش روی بازاریابان در دستیابی به جایگاه ایده آل برند؛ ایجاد همخوانی و تناسب میان دانسته ها و باورهای فعلی مشتریان از برند، ارزش برند در نگاه مشتریان، گفته های سازمان در مورد برند و آینده مطلوب برند از دیدگاه سازمان است. در طراحی فرایندهای جایگاه سازی برند باید مدیران ارشد سازمان به همراه مدیران منابع انسانی، مدیران تولید، مدیران تحقیقات بازاریابی و همچنین تعدادی از شرکای خارجی سازمان در امر بازاریابی (نظیر نمایندگان آژانس های تبلیغاتی) حضور داشته باشند. زمانی که بازاریابان با بهره گیری از ممیزی برندها، درک عمیقی از ساختار دانش برند سازمان در نزد مشتریان هدف خود به دست آوردند و حرکت خود را در مسیر جایگاه سازی آغاز نمودند نیازمند اجرای برنامه های تحقیقاتی تکمیلی با هدف ارزیابی تاکتیک های جایگاه سازی و دستیابی به جایگاه مطلوب خود در کوتاه ترین زمان ممکن هستند.


  • آخرین ویرایش:-

در خصوص شعار تبلیغاتی در کشورمان نیاز به کار بیشتری هست .شعار تبلیغاتی به عنوان یكی از عناصر تشكیل دهنده آگهی، نقش مهمی در برقرار كردن یا تداوم بخشیدن به رابطه مخاطب با آگهی دارد. شعار تبلیغاتی ممكن است یك عبارت موزون و آهنگین، یك پرسش ساده یا حتی یك كلمه باشد. در تنظیم یك آگهی تبلیغاتی شعار از جایگاه ویژه ای برخوردار است و در میان سایر عناصر پیام تبلیغاتی به نحو شایسته تر و بهتری در ذهن مخاطب جای می گیرد.

واژه اسلوگان (Slogan) که در زبان فارسی به آن شعار تبلیغاتی اطلاق می شود، از واژه اسکاتلندی اسلوگ – گریم (Slugh-gharim) به معنای شعار جنگی گرفته شده است. به نظر می رسد که ریشه لغوی آن نزدیک و متناسب با مفهومی است که امروزه از آن استفاده می شود.خیلی خوبه که سازمانها برای خودشون شعار تبلیغاتی بسازند.


شعارهای تبلیغاتی به دو دسته زیر تقسیم می شود:

شعارهای نهادی (موسسه ای): به شعارهایی اطلاق می شود که برای کسب وجهه برای سازمان و ایجاد تصویری مثبت و معتبر ساخته می شود. بسیاری از شرکتها تاکید فراوانی دارند که شعارهایشان درهمه تبلیغاتشان و همه سربرگهای شرکتشان وجود داشته باشد که البته تاکید خوبی است. به دو مثال زیر توجه کنید. در تماس با فردا (شعار شرکت توشیبا) ؛ نبض آمریکا (شعار شرکت شورلت).این دو مثال شعار از جنس موسسه ای است.

شعارهای کالا: این شعارهای تبلیغاتی که با عنوان کپسولهای تبلیغاتی نیز نامیده می شود، با مبارزات تبلیغاتی تغییر می کند. این شعارها وجوه مثبت و خاص کالا یا خدماتی را که قرار است تبلیغ شود به تصویر می کشد. به دو مثال زیر توجه کنید: هوشمندانه ترین اتومبیلهایی که تاکنون ساخته شده (شعار شرکت ساب) ؛ کارشناس پای شما (شعار محصولات شرکت دکتر شولز(

در بین شعارهای تبلیغاتی ایرانی بهترین شعاری که می شناسید کدام است.علت انتخاب شما چیست.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 30 دی 1388  12:21 ب.ظ
نوع مطلب: (كارنامه گروهی ،) توسط: گروه 8

 ‌كارنامه‌ی‌اجرائی(CV)گروهی

نام گروه/دانشجو:

ورودی

(آنچه بودیم یا نقطه‌ی صفر یا وضعیت قبلی ما در شروع ترم كه اتفاقات انجام شده در كلاس مدیریت و حواشی آن در ایجاد آن تأثیر نداشته‌اند)

فرایند یا عملكرد

(آنچه خواسته یا ناخواسته در طول ترم روی ما از جهت دانش، نگرش، و رفتار تأثیر گذاشت)

خروجی

(وضعیت جدید ما كه در اثر اتفاقات انجام شده در كلاس مدیریت و حواشی آن به آن تبدیل شده‌ایم)

بازاریابی

. دانش ما در زمینه بازاریابی بسیار اندک بود

. دکترفیاض بخش اطلاعاتی دررابطه با اهمیت وتئوری های بازاریابی دراختیارما قرارداد ما تا حدودی با بازاریابی وتئوری های آن آشنا هستیم
ما درابتدا تصورداشتیم بازاریابی نقش چندانی درتوسعه وپیشرفت سازمان ندارد نگرش ما با توجه به دریافت این اطلاعات روزبه روز تغییر می کرد  ما به اهمیت بازاریابی تا حدودی پی برده ایم.
ما درفعالیت های خود از تئوری های بازاریابی استفاده نمی کردیم. ما با موسسات وشرکت های بهداشتی ارتباط برقرار کرده تا دانش خود را درزمینه بازاریابی افزایش دهیم

 ما سعی می کنیم که ازبازاریابی درزندگی روزمره استفاده کنیم

كارتیمی

دانش ما درزمینه کارتیمی درحد خوبی بود.

درکلاس اطلاعاتی نسبت به کارتیمی کسب نمودیم

كلیه فعالیت ها را از طریق كارتیمی انجام می دهیم

نگرش مثبتی داشتیم

 نگرش ما درحال تقویت است

نگرش ما مثبت است،به اهمیت کارتیمی پی برده ایم

دربسیاری ازواحدهای درسی ازکارگروهی استفاده کرده بودیم

ما درکلاس بازاریابی گروه تشکیل دادیم،سرگروه انتخاب کردیم،تقسیم وظایف کردیم وآیین نامه تهیه کردیم.

دردیگر کارها هم ازکارگروهی استفاده می کنیم

سناریو نویسی

دانش درحد اندک بود

 با توجه به بیان اطلاعات وآموزش های استاد درکلاس دانش ما درحال افزایش است

 دانش ما افزایش یافته، با استانداردهای سناریو نویسی و سناریوی خوب آشنا شدیم

نگرش خنثی بود

نگرش مثبت شده وگرایش به وجود آمده

به اهمیت سناریو پی برده ایم

فعالیتی دراین زمینه نداشتیم

درکتاب معرفی شده توسط استاد، سناریوهای جدیدی خوانده ایم و جندین نمونه سناریو نوشتیم وبا اصلاح آنهامتوجه اشتباهاتمان شدیم

 یک سناریوی فرضی نوشته ودروبلاگ گذاشته ایم ویک سناریوی نوشته شده را تحلیل کرده ایم.

سایر (مواردی مثل مهارتهای رایانه‌ای مثل آشنایی با گروههای ایمیلی، ایمیل، وبلاگ، اندنوت، اكسل، تغییر در تعهد به اصول اخلاقی در سطح  فردی كه توسط مدرس رسماً جزو اهداف مهم كلاس تعریف نشده بودند ولی به جهت تأثیر مدرس و كلاس مدیریت روی آنها، از جهت شما مهم هستند و می‌باید در ارزیابی مورد توجه قرار گیرند. توجه فرمائید كه منظور در اینجا تأثیرات مثبت لزوماً نیست، و از طرف دیگر شما ممكن است بخواهید بگوئید كه ادب را در این كلاس در اثر بی آدابی مدرس یاد گرفته اید. اینهم خودش نوعی تغییر است كه در صورت تمایل می‌توانید به آن اشاره كنید)

در رابطه با وبلاگ اطلاعات چندانی نداشتیم

استاد تهیه وبلاگ را آموزش داد

دانش ما درزمینه وبلاگ نویسی افزایش یافته است

فکرمی کردیم تهیه وبلاگ کاری کاملا تخصصی است

درکلاس عملی درسایت شرکت کردیم وبا دوستان ماهر در این زمینه مشورت كردیم

نگرش ما مثبت است

فعالیتی در این زمینه نداشتیم

در حال به روز رسانی و ارتقاء مطالب وبلاگ هستیم

 

 


  • وبلاگ گروه را درست کرده ایم ومطالبی دروبلاگ قرارداده ایم

 


  • آخرین ویرایش:-


  • آخرین ویرایش:-


رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس:
عرصه برندسازی ایران نیازمند فرهنگ سازی است
خبرگزاری موج -
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی گفت: برای برند سازی در ایران باید فرهنگ سازی شود.

به گزارش خبرنگار موج، سید حسین هاشمی در مراسم اختتامیه دومین جشنواره بین المللی انتخاب یکصد برند برتر ایران، با بیان این مطلب اظهار داشت: برگزاری این جشنواره ها به ایجاد فرهنگ توجه به مقوله برند در کشور کمک بسزایی می کند.
وی افزود: هم اکنون کشورهای غربی با داشتن شرکت های چند مدیریتی و چند ملتی، کالاهای با کیفیت، قیمت مناسب و برند های معتبر به راحتی می توانند گوی رقابت را از کشورهای جهان سوم بربایند.
هاشمی با بیان اینکه بخش صنعت کشور برای رقابت با محصولات این کشورها باید به ایجاد برند های معتبر و تولید کالاهای مرغوب بپردازد، تصریح کرد: اینجاست که نقش ایجاد برندهای معتبر برای بالا بردن رقابت پذیری تولیدات خودنمایی می کند.
وی اضافه کرد: برای دستیابی به اهداف چشم انداز 20 ساله کشور و رسیدن به قدرت اول اقتصادی منطقه راهی جزء تقویت بخش صنعت و ورود به بازارهای منطقه و بین المللی نداریم.
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه پیشرفت این بخش باید به گونه ای باشد که کالاهای صنعتی ایرانی با برند های معتبر به راحتی در سایر کشورها عرضه شوند، عنوان کرد: در سال گذشته بخش صنعت با وجود تمام مشکلات بیش از 70 درصد صادرات غیر نفتی کشور را به خود اختصاص داده و این نشانگر اهمیت این بخش در اقتصاد کشور است.
وی ادامه داد: کشور ما دارای برندهایی است که همواره برای آن افتخار آفرین بوده اند و در شرایط کنونی ایجاد برند برای تولیدات صنعتی و عرضه آن در جهان می تواند نام ایران را در دنیا مطرح کند و باید به سمت ایجاد برندهای صنعتی حرکت کنیم.
هاشمی با اشاره به کمیسیون ویژه ای که در مجلس تشکیل شده است، عنوان کرد: امیدواریم با حمایت های این کمیسیون جایگاه بخش خصوصی در اقتصاد ایران مشخص شود.

بیشتر شرکت های ایرانی استراتژی برندسازی ندارند
فرشاد به آبادی دبیرکل دومین جشنواره بین المللی انتخاب یکصد برند برتر ایران، در مورد اهداف برگزاری این جشنواره گفت: این جشنواره با اهدافی چون تاکید بر ارزشیابی و ارزش گذاری مالی نام تجاری به عنوان یک دارایی نامشهود، شناسایی، معرفی و تجلیل از شركت های برتر در حوزه مدیریت نام و نشان تجاری، تاکید بر لزوم توجه بر مدیریت نام و نشان تجاری به عنوان یک مزیت رقابتی برای ماندگاری و رشد بنگاه های اقتصادی و ترویج فرهنگ مشتری مداری و مدیریت ارتباط موثر با مشتریان به منظور ارتقاء سطح فروش برگزار می شود.
وی افزود: موضوعات اصلی این جشنواره عبارتند از انتخاب یکصد برند برتر ایران، انتخاب بیست برند برگزیده از میان یکصد برند، انتخاب برترین برندهای خارجی فعال در بازار ایران و انتخاب سفیر برند ایران.
دبیر دومین جشنواره بین المللی انتخاب یکصد برند برتر ایران در مورد مشکلات بر سر راه مقوله برندینگ در ایران عنوان کرد: هم اکنون بیشتر شرکت های ایرانی استراتژی برندسازی ندارند و با مفهوم هویت برند به خوبی آشنا نمی باشند.
وی گفت: بیشتر شرکت های ایرانی هویت برند خود را به خوبی نمی شناسند، تصویر درون سازمانی برند در اغلب آنها انگاشته می شود، قدرت برند از درو ن سازمان و براساس دانش و تجربه منابع انسانی شکل می گیرد و تصویر درون سازمانی برند علاوه بر ارتقاء تعهد سازمانی کارکنان به شکل گیری تصویر برونی برند نیز کمک می کند.
به آبادی با بیان اینکه براساس چشم انداز تعریف شده برای جشنواره بین المللی انتخاب یکصد برند برتر ایران، این جشنواره یك روند تكاملی خواهد داشت و فرایند تكامل آن براساس نقشه راه ترسیم شده دارای سه مقطع زمانی كوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت می‌باشد، تصریح کرد: دربرنامه‌كوتاه مدت انتخاب یكصد برند برتر براساس ارزیابی برند و اعلام برندهای برتر بدون رتبه بندی آنها برای مدت سه دوره برگزاری جشنواره(سه سال) تدوین شده است.
وی اضافه کرد: ازسال چهارم برای مدت دو دوره برگزاری جشنواره (دو سال)، براساس ارزیابی صورت گرفته علاوه بر اینكه یكصد برند برتر انتخاب می‌شوند رتبه بندی نیز خواهند شد که در این مرحله براساس روش‌های ارزیابی برند و امتیاز اكتساب شده هر برند رتبه بندی صورت خواهد گرفت.
دبیرکل دومین جشنواره بین المللی انتخاب یکصد برند برتر ایرانی در خصوص برنامه بلند مدت این جشنواره توضیح داد: برطبق نقشه راه ترسیم شده، پس از پنج سال و در جشنواره ششم مدل ارزیابی جشنواره مبتنی بر روش‌های تعیین ارزش برند براساس الگوهای معتبرجهانی خواهد بود.
وی ادامه داد: براساس برنامه زمانی تدوین شده برای دومین جشنواره انتخاب یکصد برند برتر و با استفاده از تجربیات كسب شده از اولین جشنواره بین المللی انتخاب یکصد برند برتر ایران، براساس رویه‌ها و دستور العمل‌های مدل ارزیابی، بررسی برند‌ها در 24 صنعت مختلف شامل 350 برند مصرفی آغاز شد که از میان آنها 100 برند برتر و 20 برند برگزیده انتخاب شدند.
وی افزود: همچنین در سند راهبردی که برای فعالیت های خود تنظیم کرده ایم طی یک برنامه پنج ساله برند ها بر اساس حروف الفبا معرفی می شوند، دو سال بعد ارزش گذاری شده و از دوره هشتم این جشنواره به بعد برند ها بر اساس ارزش مالی معرفی خواهند شد.

کیفیت شرط لازم برای برند شدن است اما شرط کافی نیست
همچنین در ادامه مراسم مدیر اجرایی دومین جشنواره بین المللی انتخاب یکصد برند برتر ایران، این جشنواره را یگانه آیینی دانست که در آن 100 نام و نشان تجاری نیک و ارزشمند از حوزه های مختلف صنایع و خدمات می توانند در کنار هم حضور داشته باشند و عنوان کرد: این تنها در سایه مفهومی به نام برند امکان پذیر شده است.
برزو پورعبداللهیان برند را به عنوان مقوله ای بسیار با اهمیت برشمرد که هنوز در کشور ما آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است و گفت: برند به عنوان یک دارایی نامشهود در پاره ای از موارد ارزشش از تمام دارایی های مشهود یک بنگاه نیز بیشتر است.
وی افزود: برای مثال ارزش برند Google توسط موسسه Milwardbrown چیزی در حدود 100 میلیارد دلار تخمین زده شده است در حایکه این رقم چندین برابر کل دارایی های مشهود Google می باشد یا مطابق با اعلام موسسه Eurobrand در سال 2008 سهم نوکیا در میزان تولید ناخالص داخلی کشور فنلاند در حدود 35 درصد بوده است.
مدیر اجرایی دومین جشنواره بین المللی انتخاب یکصد برند برتر ایرانی با اشاره به اینکه زمانی یک بنگاه می تواند چنین ارزش افزوده ای را از برند خود کسب کند که مقوله برند و برندینگ مانند چتری تمام فعالیت های آن را تحت پوشش بگیرد، بیان کرد: قرار گرفتن در یک جایگاه ویژه در ذهن مصرف کنندگان و متمایز بودن از سایر رقبا تنها در سایه تفکر برند محور امکانپذیر است.
وی اضافه کرد: کیفیت شرط لازم برای برند شدن است اما شرط کافی نیست، کیفیت ثابت ادراک شده توسط مصرف کنندگان تنها یکی از عواملی است که باعث تقویت برند می شود در حالیکه بر اساس رویکردهای مشتری گرا در ارزش برند، عوامل درون سازمانی و رویکردهای مالی در ارزش برند، متغیرهای بسیاری بر ارزش یک برند تاثیرگذار هستند.
اختتامیه دومین جشنواره بین المللی برترین نام و نشان های تجاری ایران (یکصد برند برتر ایران) با شعار "خلیج همیشگی فارس ماندگارترین برند ایران"، در مرکز همایش های بین المللی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.


  • آخرین ویرایش:-

چهارمین كنفرانس بین المللی برند با پیام وزیر بازرگانی و سخنان بابك افقهی، معاون وزیر بازرگانی و رییس سازمان توسعه تجارت خارجی ایران در مركز همایش های بین المللی صداوسیما افتتاح شد.
     در این كنفرانس كه به مدت دو روز برگزار می شود وضعیت فعلی برندهای ایرانی و چگونگی تقویت آنها مورد بحث سخنران های داخلی و خارجی از جمله دیویداكر، كلوین كبر و اریك تالر قرار گرفته و از آن به عنوان یك ضرورت جهت حضور موفق در بازارهای جهانی یاد شده است. به گزارش روابط عمومی سازمان توسعه تجارت ایران، در ابتدای مراسم افتتاح چهارمین كنفرانس بین المللی برند رییس سازمان توسعه تجارت ایران با تاكید بر حمایت این سازمان از برندهای برتر تجاری اظهار داشت: بیش از 50 تا 60درصد هزینه های استقرار برندهای تجاری در بازارهای هدف در قالب ایجاد مراكز تجاری پرداخت خواهد شد. مهندس بابك افقهی با اشاره به اینكه به زودی مراكز تجاری در كشورهای عمان، افغانستان، سودان، عراق و سنگال راه اندازی خواهد شد، اضافه كرد: سازمان توسعه تجارت ایران در نظر دارد 50درصد هزینه تحقیقات و 80درصد هزینه های نمایشگاهی برندهای برتر ایرانی را بپردازد.وی با اشاره به اینكه برندسازی با حمایت از تولید داخلی و ملی از طریق ایجاد تمایز در بازار هدف انجام می شود، افزود: توسعه صادرات غیرنفتی از طریق بالابردن ارزش برند محصولات ایرانی در بازارهای صادراتی، ارتقای تصویر و اقتدار محصول ایرانی در عرصه جهانی، توسعه ارتباطات تجاری در سطح منطقه ای و جهانی و همچنین افزایش ضریب ماندگاری محصولات ایرانی در بازارهای هدف صادراتی از دیگر اهداف برندسازی است. معاون وزیر بازرگانی با اشاره به اینكه این وزارتخانه اجرای طرح مدیریت واردات را در اولویت كاری خود قرار داده است، افزود: مطابق آمارهای رسمی فائو، ایران در 15 محصول كشاورزی رتبه های اول تا دهم جهان را دارا است، اما فقدان برندهای ملی، ماندگاری محصولات ایرانی را در بازارهای هدف صادراتی متاثر كرده است. رییس كل سازمان توسعه تجارت ایران اضافه كرد: تولیدكنندگان داخلی نمی توانند مطابق سلیقه خود تولید كنند و انتظار ماندگاری در بازارهای هدف داشته باشند؛ لذا انطباق تولیدات داخلی با نیازهای مصرف كنندگان بازارهای هدف اجتناب ناپذیر است.بابك افقهی همچنین در حاشیه این كنفرانس در گفت وگو با خبرگزاری مهر گفت: پیرو انتشار دو لیست از كالاهای غیراستاندارد و بی كیفیت وارداتی به كشور و پی گیری برخورد با واردكنندگان این اقلام، هم اكنون لیست بلند بالای دیگری نیز در راه است. افقهی در اعلام جزئیات بیشتر لیست سوم كالاهای وارداتی بی كیفیت و غیراستاندارد، بیان داشت: فهرست بلند بالای دیگری از كالاهای بی كیفیت را مشمول مواد غذایی، بهداشتی و دارویی و آرایشی هم اكنون در دست داریم. متاسفانه بخش عمده ای از این كالاهای غیراستاندارد با جان، مال و سلامت مردم مرتبط است؛ به همین دلیل شناسایی و اعلام لیست كالاهای غیراستاندارد را ادامه خواهیم داد.
    


  • آخرین ویرایش:-

 

 
 

با برگزاری مراسم اختتامیه دومین جشنواره بین المللی انتخاب برترین نام و نشان های تجاری ایران، یکصد برند برتر ایران معرفی شدند.  

 
 

با برگزاری مراسم اختتامیه دومین جشنواره بین المللی انتخاب برترین نام و نشان های تجاری ایران، یکصد برند برتر ایران معرفی شدند.

به گزارش ایسنا؛ در این جشنواره 100 نام و نشان تجاری در 24 صنعت و از بین 350 برند، در حوزه هایی همچون مواد غذایی، فرش، خدمات مالی و پولی، آموزشی، صنعت و معدن، داروسازی و همچنین استادان برگزیده در زمینه دانش بازاریابی و نشریات منتخب، معرفی شدند.

طبق اعلام، شیوه انتخاب برندهای برتر در مرحله اول بر مبنای سهم از ذهن مصرف کنندگان صورت گرفته است که در این مرحله 250 شرکت در 131 حوزه صنایع و خدمات انتخاب شدند، و 100 برند برتر در مرحله دوم و براساس مدل پژوهش انتخاب شده است.

براساس این گزارش 20 برند برگزیده شامل بانک صادارت، همراه اول، ایران خودرو، زر ماکارون، پارس خودرو، استیل البرز، یک و یک، گلبافت، تکدانه، داروپخش، بهروز، دلپذیر، سپهر الکتریک، ارژن، خوشخواب، نوین زعفران، هاویلوکس، بوف، تلاونگ و گلرنگ حایز دریافت تندیس و لوح سپاس از دومین جشنواره یکصد برند برتر ایران شدند.

100 برند برتر ایران شامل ارژن، استیل البر، اشی مشی، الوان، اسنوا، اوه، ایران ایر، ایران خودرو، ایران رادیاتور، ایرانسل، ایساکو، آبسال، آیدین، بانک اقتصاد نوین، بانک پاسارگاد، بانک تجارت، بانک صادارت، بانک ملت، بانک ملی، بوتان، بهروز، بوف، بیمه ایران، بیمه آسیا، بیمه پارسیان، بیمه کارآفرین، پارس خزر، پارس خودرو، پاکسان، پالاز موکت، پگاه، پلان، پومر، پونل، تاژ، تک ماکارون، تکدانه، تلاونگ، تولی پرس، جلیس، چی توز، چینی زرین، چینی مقصود، حلوای عقاب، خوشخواب، داروپخش، داروسازی فارابی، داروسازی اکسیر، داروگر، دامداران، دایتی، دلپذیر، رازی، زرماکارون، زمزم، سحر خیز، سایپا، سپهر الکتریک، ستاره کویر یزد، سن ایچ، شیرین عسل، شیلتون، صحت، صنام، ظریف مصور، فرش عظیم زاده، فرش مشهد، فومن شیمی، قالی سلیمان، قلم چی، کاچیران، کاله، کبریت توکلی، گاج، گلبافت، گلرنگ، گلستان، لاستیک بارز، لادن، لایکو، مادیران، مانا، ماهان، مزمز، مهرام، میهن، مانی، بهران نفت، نفت پارس، نوشین، نوین چرم، نوین زعفران، نیلپر، هاکوپیان، هاویلوکس، همراه اول، همکاران سیستم، هواپیمایی ماهان، یک و یک و خلیج فارس است.

اختتامیه دومین جشنواره بین‌المللی برترین نام و نشان های تجاری ایران (یکصد برند برتر ایران) با شعار "خلیج همیشگی فارس ماندگارترین برند ایران"، در مرکز همایش های بین المللی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.


  • آخرین ویرایش:-


 

نام تجاری به عنوان سرمایه اصلی یک محصول ویا خدمت میباشد. انتخاب نام تجاری متناسب با محصول وفرهنگ جامعه مورد هدف موجب ایجاد ارزش برای آن ونیز جلب اعتماد مصرف کنندگان به آن می شود .


هرچه از قدمت نام تجاری بگذرد وصاحب آن نام باارائه محصول یاخدمت با کیفیت ومناسب با خواست مشتری تلاش نموده واصل رضایت مشتری را محور فعالیت های خود قرار دهد ،بر ارزش مادی ومعنوی افزوده می شود.داروگر شاید درزمره نخستین برند های ایرانی باشد ،که با هشتاد سال سابقه اکنون برای همه ایرانیان شناخته شده می باشد.همچنین ریکا به عنوان برنداولین مایع ظرفشویی تولید شده درکشور از جایگاه ارزشی ویژه ای برخوردار می باشد، به گونه ای که ریکا به عنوان سمبل وبرند ملی بای مایع ظرفشویی شناخته می شود.برهمین اساس است که در نخستین جشنواره نام هاونشان های ایرانی دو نام تجاری داروگر وریکا در فهرست یکصد برند مشهور ایران قرار گرفته ولوح تقدیر جشنواره را به خود اختصاص داده‌اند.
مجموعه افتخارات شركت كف – گواهینامه ها
گواهینامه تأیید كیفیت محصول شامپو سیب داروگر از انستیتو دكتر شرودر آلمان
گواهینامه تأیید كیفیت محصول شامپو گیاهی داروگر از انستیتو دكتر شرودر آلمان
گواهینامه تأیید كیفیت محصول صابون نخل 73 داروگر از انستیتو دكتر شرودر آلمان
گواهینامه ISO 9002 : 1994 از DNV توسط شركت صنایع بسته بندی داروگر
گواهینامه QM System از RWTUV برای تولید ، بسته بندی و فروش محصولات صابون ، شامپو ، خمیردندان و مایع های شوینده
گواهینامه ISO 9002 از RWTUV برای تولید ، بسته بندی و فروش محصولات صابون ، شامپو ، خمیردندان و مایع های شوینده
گواهینامه ISO 9002 از RWTUV برای تولید ، بسته بندی و فروش محصولات صابون ، شامپو ، خمیردندان و مایع های شوینده
گواهینامه ISO 9001 : 2000 از DNV توسط شركت صنایع بسته بندی داروگر
گواهینامه ISO 9001 : 2000 توسط شركت یاس خرمشهر (وابسته به شركت سهامی عام كف (داروگر) برای تولید صابون و مواد ضد عفونی كننده
گواهینامه ISO 9002 از RWTUV برای تولید ، بسته بندی و فروش محصولات صابون ، شامپو ، خمیردندان و مایع های شوینده
گواهینامه تأیید كیفیت محصولات شركت سهامی عام كف (داروگر) از اداره ثبت صادرات آمریكا
گواهینامه تولید صابون امپریال لدر در شركت كف از شركت كسنز اینترناشنال لیمیتد انگلستان
مجموعه افتخارات شركت كف – لوح ها و تقدیرنامه ها
تقدیرنامه انطباق كیفیت كلیه كالاهای تولیدی در شركت سهامی عام كف (داروگر) از مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران
لوح سپاس جهت فعالیت در عرصه فرهنگ و صنعت از سوی وزارت صنایع
لوح یادبود به عنوان تولید كننده نمونه سال از سوی رئیس جمهور
لوح تشكر و قدر دانی از زحمات مهندس علی نقیب (مدیر عامل شركت كف) اهدایی از نماینده مجلس شورای اسلامی
لوح تشكر به پاس همكاری شركت سهامی عام كف با كنگره سراسری و بازآموزی بیماری های پوست اهدایی توسط دبیر كنگره
لوح تشكر و یادیود از همكاری های مدیر عامل شركت سهامی عام كف با جمعیت دوستاران بهزیستی
لوح یادبود به عنوان تولید كننده نمونه سال از سوی رئیس جمهور (آقای علی اكبر هاشمی رفسنجانی) و اهداء توسط وزیر صنایع
تقدیرنامه انتباق كیفیت صابون بهداشتی از مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران
لوح تقدیر با سابقه ترین واحد تولید مواد شوینده و پاك كننده كشور اهدایی از سازمان صنایع ملی ایران
لوح تقدیر پنجمین نمایشگاه كالاهای استاندارد شده از سوی مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران
لوح تقدیر به جهت تلاش در افزایش صادرات و حضور فعال در بازار های بین المللی در سومین نمایشگاه تخصصی صادراتی شوینده ها ، مواد پاك‌كننده، بهداشتی و آرایشی از سوی وزارت بازرگانی
لوح و تندیس بهترین غرفه در نمایشگاه كالاهای دارای استاندارد در خصوص كلیه كالاهای تولیدی اهدایی از موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران
لوح تبریك به مناسبت دریافت گواهینامه از موسسه تحقیقاتی و فیزیولوژی دكتر شرادر آلمان از سوی معاون صنایع غیر فلزی وزارت صنایع
لوح تقدیر و هدیه یادبود به عنوان غرفه نمونه در امر طراحی و غرفه آرائی در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی بازرگانی تهران از سوی وزارت بازرگانی
لوح تقدیر و تندیس بلورین پنجمین همایش بین المللی صنایع شوینده ، بهداشتی و آرایشی
لوح تقدیر و تندیس بلورین دومین سمینار بین المللی صنایع شوینده ، بهداشتی و آرایشی
لوح تقدیر صنعت سبز از سوی سازمان حفاظت از محیط زیست
لوح تقدیر و تندیس بلورین نهمین همایش بین المللی صنایع شوینده ، بهداشتی و آرایشی
لوح تقدیر و تندیس بلورین تولید كننده برتر اولین جشنواره اقتصاد سبز
لوح تقدیر و تندیس زرین روابط عمومی برتر اولین جشنواره اقتصاد سبز
لوح تقدیر و تندیس بلورین R&D جهت تولید خمیردندان داروگر 3 از سوی وزارت صنایع و معادن
لوح تقدیر دومین كنفرانس بین المللی مدیریت كیفیت فراگیر TQM و تجارت جهانی از سوی وزارت صنایع و معادن
لوح تقدیر واحد نمونه صنعتی در سال 1384 از سوی وزارت صنایع و معان از دست رئیس جمهور (آقای دكتر محمود احمدی نژاد)
لوح تقدیر و تشكر مدیر عامل سازمان اقتصادی كوثر از زحمات جناب آقای مهندس نقیب مدیریت محترم عامل به خاطر كسب عنوان واحد نمونه صنعتی در سال 1384
لوح تقدیر و تندیس بلورین كارآفرین برتر در دومین جشنواره كارآفرینان برتر امیركبیر از سوی سازمان كار و فنی و حرفه ای استان تهران از دست وزیر محترم كار
دریافت لوح تقدیرواحد صنعتی نمونه استان تهران درسال 87
دریافت تندیس از جشنواره اقتصاد سبز درسال 87
انتخاب به عنوان یکصد برند برتر کشور برای دو برند داروگر وریکا ودریافت لوح تقدیر در سال 87
نوآوریهای شركت كف
(( داروگر نوآوری می آفریند ))
اولین واحد تولید كننده فرآورده های بهداشتی و آرایشی در ایران
اولین تولید كننده صابون به شیوه صنعتی
اولین تولید كننده مایع ظرفشویی
اولین تولید كننده شامپو
اولین تولید كننده خمیر دندان دو رنگ
اولین تولید كننده در ایجاد پایه و ساختار پودر لباسشویی
اولین تولید كننده بسته بندی بصورت چند لایه لمینیت
اولین تولید كننده مایع دستشویی ویتامین دانه
اولین تولید كننده ژل ضد عفونی كننده دست
اولین تولید كننده شامپو لایه بردار سفیدآب
اولین تولید كننده خمیر دندان سه رنگ


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 29 دی 1388  01:34 ق.ظ

 

تحول بازاریابی

موضوع بازاریابی در طول زمان از طریق نگرش های مختلف فکری مطرح شده است. دانش بازاریابی در ابتدا به تولید محصول جهت برآورده کردن نیازهای مشتری توجه میکرد.

بازاریابی در ابتدا به شدت تحت تاثیر اصول اقتصاد بود چرا که بیشتر برموضوع مبادلات اقتصادی جهت تامین نیازهای مشتری تمرکز میکرد. این جمله معروف آدام اسمیت در کتاب " ثروت ملل" که : " مصرف ، هدف و غایت تولید است ." در واقع به عصر نگرش کالا مداری و تولید محور بودن بازاریابی در آن دوره اشاره میکند.

 در طول دوره کالا مداری، تقسیم بندی کالاها اینگونه بود:

کالاهای راحتی،کالاهای ضروری و کالاهای ویترینی.این تقسیم بندی و متعاقب آن تقسیم بندی های بعدی(اضافه کردن کالاهای ترجیحی به آن) از سال 1912 اغاز و تا دهه 1980 به طول انجامید. در سال 1986 مرفی و انیس کالا ها را به صورت زیر تقسیم بندی کردند:

کالاهای راحتی

کالاهای ترجیحی

کالاهای ویترینی   

کالاهای ویژه

 

در دهه 1950 بیشتر نظریه پردازان بازاریابی شروع به حمایت از نگرش مدیریت محور کردند.بدین ترتیب، عصر نگرش مدیریتی در بازاریابی اغاز شد .

 

 شث دراین باره اینگونه توضیح می دهد:

 

"بازاریابی هم مثل اقتصاد مدیریتی شد، بدین معنی  که بازاریابی هم شغلی مدیریتی شد تا هدایت 4p بازاریابی را به عهده بگیرد."

 

 در سال 1960 لویت مقاله معروف خود را در مجله تجارت هاروارد تحت عنوان "نزدیک بینی بازاریابی "منتشر کرد. (رجوع کنید به فصل 3.)

 

در واقع لویت چگونگی حرکت از تفکر تولید محور به سمت

 نگرش مشتری محور را توضیح می دهد.در همین دوران  نیل

 بردن نظریه آمیخته بازاریابی( 4p بازاریابی) را مطرح میکند.

 

 آمیخته بازاریابی شامل چهار عامل محصول(Product) قیمت(price),توزیع(place) و ترفیع فروش(promotion) است.

 

 

به نظر میرسد که مسأله نزدیک بینی بازاریابی و آمیخته بازاریابی جزوعناصر اصلی دوره نگرش مدیریتی به شمار میروند. درست در زمانی که لویت از مفهوم بازاریابی به عنوان ابزار رضایت مشتری حمایت میکرد دیگر نویسندگان این عرصه مفهوم بخش بندی بازار را جهت برآورده کردن نیاز گروههای مختلف مشتریان مطرح می کردند.

مرحله بعدی عصرنگرش اهمیت رفتار خریدار بود.حامیان این عقیده به رفتار مشتریان در مواقع تصمیم گیری برای خرید بسیار توجه میکردند.در دهه 1950 محققان در باره عوامل روان شناختی وانگیزشی موثر در رفتار خرید مصرف کننده پژوهش های بسیاری را انجام دادند اما متاسفانه درباره اصول بازاریابی  با یکدیگر توافق نداشتند. در سال  1969 شث  وهوارد مدل تاثیرگذاری بر رفتار مصرف کننده را ارایه دادند.

در دهه 1970  تحقیقات بسیاری درباره رفتار خریداران صنعتی و سازمانی اعم از سازمانهای انتفاعی و غیر انتفاعی انجام شد.

 

 

 

 

بعد از این بود که کاتلر اهمیت ارزش در فرآیند مبادله کالا را مطرح کرد. چرا که این امر با عث تسهیل انتقال کالا ازتولید کننده  به مصرف کننده می شود. وی معتقد بود که فرآیند مبادله تنها شامل پول و کالا نمی باشد،بلکه عواملی چون زمان ،انرژی واحساسات را  نیز شامل می شود.

دیگر نویسندگان آن زمان نیزبر طبیعت اجتماعی مبادله تاکید بسیارمیکردند. بدین ترتیب بود که وارد عصر نگرش مبادلات اجتماعی شدیم.از دهه 1990 به بعد بود که مشتری در مرکز توجه قرار گرفت .درست از دوره لویت تا زمان جرج دی ، تاکید بر جنبه عملی بازاریابی ، سازمانها را به سمت موضوع مشتری مداری سوق داد. تا جاییکه اکنون در عصر نگرش اهمیت خدمات هستیم.

 بنابر این میتوان گفت که اصول بازاریابی  به شدت  تحت تاثیر اقتصاد، روان شناسی،فلسفه، مدیریت و علوم اجتماعی دیگر است.

در این کتاب افکار و کارهای برخی از نخبگان بازاریابی همچون لویت،کاتلر ،شث  و دی و برخی از نخبگان استراتژی همچون آنسف ،پرتر وپیترز که کارهایشان به بازاریابی جنبه عملی داده است را بررسی خواهیم کرد.


  • آخرین ویرایش:-

‌بسیاری ‌از ‌مردم ‌چنین ‌می‌اندیشند ‌كه ‌بازاریابی ‌تنها ‌به ‌معنی ‌فروش ‌و ‌تبلیغ ‌است. ‌اگر ‌بدانیم ‌كه ‌فروش ‌و ‌تبلیغ، ‌فقط ‌بخش ‌نمایان ‌(علامت ‌بزرگ) ‌بازاریابی ‌است ‌جای ‌شگفتی ‌نیست. ‌امروزه ‌نباید ‌بازاریابی ‌را ‌به ‌مفهوم ‌قدیمی ‌آن ‌یعنی ‌فروش ‌- ‌معرفی ‌محصول ‌و ‌فروش ‌- ‌در ‌نظر ‌آورد، ‌بلكه ‌باید ‌به ‌مفهوم ‌نوین ‌آن ‌یعنی ‌برآوردن ‌نیازهای ‌مشتری، ‌توجه ‌كرد. ‌اگر ‌بازاریاب ‌بتواند ‌نیازهای ‌مشتری ‌را ‌درك ‌كند، ‌محصولاتی ‌را ‌تولید ‌و ‌به ‌بازار ‌مصرف ‌ارایه ‌نماید ‌كه ‌از ‌بالاترین ‌ارزش ‌برخوردار ‌باشند ‌و ‌قیمت ‌گذاری، ‌توزیع، ‌ترویج ‌و ‌تبلیغ ‌را ‌به ‌روشی ‌كارساز ‌انجام ‌دهد، ‌به ‌طور ‌حتم ‌محصولات ‌به ‌راحتی ‌به ‌فروش ‌خواهند ‌رفت. ‌بنابراین ‌فروش ‌و ‌تبلیغ، ‌تنها ‌بخشی ‌هستند ‌از ‌معجون ‌بازاریابی. ‌معجون ‌به ‌معنی ‌مجموعه ‌ای ‌از ‌ابزار ‌و ‌وسایل ‌بازاریابی ‌كه ‌با ‌هم ‌بر ‌روی ‌بازار ‌اثر ‌می‌گذارند.
  ‌بنابراین ‌میتوان ‌بازاریابی ‌را ‌نوعی ‌فرایند ‌اجتماعی ‌و ‌مدیریتی ‌دانست ‌كه ‌به ‌وسیله ‌آن ‌افراد ‌و ‌گروه‌ها ‌فارغ ‌از ‌مرزبندی‌های ‌رایج ‌جغرافیایی ‌و ‌نژادی ‌می‌توانند ‌از ‌راه ‌تولید ‌و ‌مبادله ‌محصولات ‌و ‌ارزش‌ها ‌با ‌دیگران، ‌نیازها ‌و ‌خواسته ‌های ‌خویش ‌را ‌مرتفع ‌سازند.
اما ‌سرانجام، ‌مفهوم ‌بازار ‌ما ‌را ‌به ‌مفهوم ‌بازاریابی ‌باز ‌می‌گرداند. ‌بازاریابی ‌به ‌معنی ‌اداره ‌كردن ‌بازارها ‌برای ‌پدید ‌آوردن ‌داد ‌و ‌ستد ‌به ‌منظور ‌ارضای ‌نیازها ‌و ‌خواستهای ‌انسان ‌است. ‌بنابراین ‌یك ‌بار ‌دیگر ‌به ‌تعریف ‌بازاریابی ‌توجه ‌می‌كنیم: ‌آن ‌فرایندی ‌است ‌كه ‌فرد ‌و ‌گروه ‌از ‌طریق ‌تولید ‌كالا ‌و ‌خدمت ‌و ‌داد ‌و ‌ستد ‌محصول ‌(آنچه ‌از ‌نظر ‌مشتری ‌دارای ‌ارزش ‌است) ‌نیازها ‌و ‌خواست‌های ‌خود ‌را ‌تامین ‌می‌كند.
فرایند ‌داد ‌و ‌ستد ‌نیاز ‌به ‌كار ‌دارد: ‌فروشنده ‌باید ‌در ‌جستجوی ‌خریدار ‌برآید. ‌نیازهای ‌او ‌را ‌شناسایی ‌كند. ‌كالا ‌و ‌خدمات ‌مناسبی ‌را ‌طرح ‌ریزی ‌و ‌قیمت ‌آنها ‌را ‌تعیین ‌نماید. ‌آنها ‌را ‌ترویج ‌و ‌تبلیغ ‌كرده ‌در ‌انبار ‌بگذارد ‌و ‌تحویل ‌دهد. ‌فعالیت‌های ‌اصلی ‌بازاریابی ‌عبارتند ‌از ‌: ‌تحقیق، ‌تولید ‌محصول، ‌برقرار ‌كردن ‌ارتباط،توزیع، ‌قیمت ‌گذاری ‌و ‌ارایه ‌خدمات. ‌اگر ‌چه ‌معمولا ‌ما ‌چنین ‌می‌اندیشیم ‌كه ‌بازاریابی ‌به ‌وسیله ‌فروشندگان ‌انجام ‌می‌شود، ‌ولی ‌خریداران ‌هم ‌فعالیت‌های ‌بازاریابی ‌را ‌انجام ‌می‌دهند. ‌هنگامی ‌كه ‌مصرف ‌كننده ‌ای ‌در ‌صدد ‌یافتن ‌كالایی ‌برمی ‌آید ‌كه ‌با ‌قیمت ‌مورد ‌نظر ‌به ‌آن ‌نیازمند ‌است ‌<بازاریابی> ‌می‌كند. ‌هنگامی ‌كه ‌مسئولان ‌خرید ‌شركت ‌در ‌جستجوی ‌فروشندگانی ‌برمی ‌آیند ‌و ‌در ‌مورد ‌شرایط ‌مورد ‌نظر ‌با ‌آنها ‌چانه ‌می‌زنند ‌<بازاریابی> ‌می‌كنند. ‌ ‌
‌شناخت ‌نیاز ‌مشتری، ‌ركن ‌بازاریابی ‌مدرن‌
خواست‌های ‌مردم ‌تقریبا ‌نامحدود، ‌اما ‌منابع ‌محدود ‌است. ‌خواست، ‌گونه ‌ای ‌از ‌نیاز ‌است ‌كه ‌در ‌اثر ‌فرهنگ ‌و ‌شخصیت ‌فردی ‌متاثر ‌از ‌فضای ‌فرهنگی، ‌اقتصادی ‌و ‌حتی ‌سیاسی ‌حاكم ‌بر ‌محیط ‌زندگی ‌افراد ‌شكل ‌می‌گیرد. ‌بنابراین ‌آنها ‌با ‌توجه ‌به ‌مقدار ‌پولی ‌كه ‌دارند ‌محصولاتی ‌را ‌انتخاب ‌می‌كنند ‌كه ‌دارای ‌بیشترین ‌ارزش ‌باشد ‌و ‌به ‌بهترین ‌شكل ‌ممكن ‌نیازهای ‌آنها ‌را ‌برآورده ‌سازد. ‌اگر ‌خواست، ‌با ‌پشتوانه ‌قدرت ‌خرید ‌همراه ‌باشد ‌به ‌صورت ‌"تقاضا" ‌درمی ‌آید. ‌مصرف ‌كنندگان ‌محصول ‌را ‌به ‌عنوان ‌مجموعه‌ای ‌از ‌امتیازات ‌می‌پندارند ‌و ‌محصولاتی ‌را ‌انتخاب ‌می‌كنند ‌كه ‌در ‌ازای ‌پولی ‌كه ‌می‌دهند ‌بهترین ‌باشد. ‌بنابراین ‌سیستم ‌چاپ ‌دیجیتال ‌به ‌معنی ‌سیستمی ‌با ‌قیمت ‌تمام ‌شده ‌كمتر ‌و ‌برای ‌تیراژهای ‌محدود ‌و ‌حداكثر ‌3 ‌رقمی ‌در ‌زمانی ‌كوتاه ‌است. ‌دستگاه ‌چاپ ‌4 ‌و ‌5 ‌و ‌... ‌رنگ ‌افست ‌سیستمی ‌با ‌كیفیت ‌تر ‌و ‌گرانقیمت ‌برای ‌كارهای ‌با ‌تیراژ ‌بالاست. ‌افراد ‌با ‌توجه ‌به ‌میزان ‌امكانات ‌و ‌خواسته ‌های ‌خود ‌محصولاتی ‌را ‌درخواست ‌می‌كنند ‌كه ‌بیشترین ‌مزایا ‌را ‌به ‌آنها ‌برساند ‌و ‌بر ‌میزان ‌رضایت ‌مندی ‌آنان ‌بیفزاید.
بازاریابان ‌برجسته ‌همواره ‌درصدد ‌شناسایی ‌نیازها، ‌خواسته ‌ها ‌و ‌تقاضای ‌مشتریان ‌خود ‌می‌باشند. ‌آنها ‌در ‌مورد ‌مصرف ‌كننده ‌تحقیق ‌می‌كنند. ‌گروه‌ها ‌را ‌مورد ‌توجه ‌قرار ‌می‌دهند. ‌شكایت‌های ‌مشتریان ‌را ‌تجزیه ‌و ‌تحلیل ‌و ‌بررسی ‌می‌نمایند. ‌تضمین ‌های ‌لازم ‌را ‌می‌دهند ‌و ‌در ‌باره ‌هر ‌نوع ‌خدمات، ‌داده ‌هایی ‌را ‌جمع ‌آوری ‌می‌كنند. ‌آنها ‌آموزش ‌می‌بینند ‌تا ‌همواره ‌گوش ‌به ‌زنگ ‌نیازهای ‌برآورده ‌نشده ‌مشتریان ‌باشند. ‌اگر ‌شركتی ‌بتواند ‌به ‌نیازها ‌و ‌خواست‌های ‌مشتریان ‌پی ‌ببرد ‌در ‌واقع ‌برای ‌طرح ‌ریزی ‌استراتژی ‌های ‌بازاریابی ‌به ‌یافته ‌های ‌مهمی ‌دست ‌خواهد ‌یافت. ‌
به ‌عنوان ‌مثال، ‌بانك‌ها ‌در ‌آمریكا ‌به ‌خوبی ‌می‌دانند ‌كه ‌هر ‌آمریكایی ‌در ‌ماه ‌24 ‌چك ‌صادر ‌میكند ‌و ‌شركت‌های ‌تولید ‌كننده ‌دارو ‌از ‌این ‌امر ‌آگاهی ‌دارند ‌كه ‌در ‌سال ‌52 ‌میلیون ‌قرص ‌آسپرین ‌و ‌30 ‌میلیون ‌قرص ‌خواب ‌آور ‌در آمریكا ‌مصرف ‌می‌شود. ‌هر آمریكایی ‌هر ‌سال ‌156 ‌ساندویچ ‌همبرگر، ‌95 ‌ساندویچ ‌سوسیس، ‌283 ‌تخم ‌مرغ، ‌5 پوند ‌ماست، ‌5 پوند ‌نشاسته، ‌2پوند ‌ارده، ‌26 ‌بسته ‌ذرت ‌بو ‌داده ‌و ‌... ‌مصرف ‌می‌كند. ‌شركت ‌تولید ‌كننده ‌جارو ‌برقی ‌(هوور) ‌دستگاه ‌زمان ‌سنج ‌به ‌این ‌جاروها ‌نصب ‌كرد ‌تا ‌ببیند ‌مردم ‌به ‌چه ‌اندازه ‌از ‌آنها ‌استفاده ‌می‌كنند ‌و ‌به ‌این ‌نتیجه ‌رسید ‌كه ‌در ‌هر ‌هفته ‌35 ‌دقیقه ‌از ‌این ‌دستگاه ‌استفاده ‌می‌شود. ‌هر ‌دستگاهی ‌در ‌سال ‌4 ‌كیلو ‌گرد ‌و ‌خاك ‌جمع‌آوری ‌می‌كند ‌و ‌هر ‌دستگاهی ‌در ‌سال ‌از ‌6 ‌كیسه ‌استفاده ‌می‌كند. ‌در ‌واقع ‌تقریبا ‌آنچه ‌ما ‌مصرف ‌می‌كنیم ‌به ‌صورت ‌دقیق ‌تحت ‌كنترل ‌تولید ‌كنندگان ‌است. ‌(1)
‌بنابراین ‌بیشتر ‌شركت‌هایی ‌كه ‌در ‌زمینه ‌بازاریابی ‌فعالیت ‌میكنند ‌پاسخ‌هایی ‌را ‌درباره ‌نوع، ‌مكان، ‌زمان ‌و ‌چگونگی ‌تقاضاهای ‌مشتریان ‌می‌دانند.اطلاعات ‌جزیی ‌به ‌تدریج ‌انباشته ‌می‌شود ‌و ‌برای ‌طرح ‌ریزی ‌استراتژی ‌های ‌بازاریابی ‌مطالب ‌مهمی ‌در ‌اختیار ‌دست ‌اندركاران ‌قرار ‌می‌گیرد. بازاریابان ‌برای ‌اینكه ‌بر ‌تقاضای ‌مشتریان ‌اثر ‌بگذارند ‌باید ‌درباره ‌یك ‌پرسش ‌دیگر ‌هم ‌پاسخ ‌مناسبی ‌بدست ‌آورند ‌و ‌آن ‌این ‌است: ‌پس ‌از ‌آگاهی ‌از ‌چه، ‌كجا ‌و ‌چگونه ‌بودن ‌تقاضا ‌آنها ‌باید ‌در ‌مورد ‌علت ‌ها ‌(چه ‌چیز ‌باعث ‌می‌شود ‌كه ‌ما ‌خواهان ‌چیزهایی ‌شویم ‌كه ‌می‌خریم؟) ‌هم ‌بدانند. ‌و ‌این ‌سخت ‌ترین ‌پرسشی ‌است ‌كه ‌باید ‌به ‌آن ‌جواب ‌داد. ‌
 مشكل ‌ <‌نزدیك ‌بینی ‌در ‌بازار>
اشتباه ‌بسیاری ‌از ‌ارایه ‌دهندگان ‌كالا ‌یا ‌خدمات ‌(محصول) ‌این ‌است ‌كه ‌بیشتر ‌توجه ‌خود ‌را ‌معطوف ‌به ‌فیزیك ‌محصولاتی ‌كه ‌به ‌مردم ‌ارایه ‌می‌دهند ‌می‌نمایند ‌و ‌به ‌منافع ‌و ‌مزایای ‌ناشی ‌از ‌آن ‌محصولات ‌توجه ‌نمی‌نمایند. ‌چنین ‌به ‌نظرمی سد ‌كه ‌ ‌آنها ‌خود ‌را ‌فروشنده ‌محصول ‌می‌دانند ‌و ‌نه ‌برآورنده ‌نیازهای ‌مصرف ‌كننده. ‌تولید‌كننده‌ای ‌كه ‌پوسترهای ‌تبلیغاتی ‌مواد ‌غذایی ‌یا ‌كتاب ‌و‌... ‌چاپ ‌و ‌تولید ‌می‌كند ‌چنین ‌می‌اندیشد ‌كه ‌مشتری ‌پوستر ‌یا ‌كتاب ‌و ‌یا ‌هر ‌آنچه ‌او ‌سفارش ‌می‌دهد ‌نیاز ‌دارد. ‌ولی ‌واقعیت ‌این ‌است ‌كه ‌او ‌می‌خواهد ‌نوعی ‌مواد ‌غذایی ‌یا ‌كتابی ‌در ‌زمینه ‌مشخص ‌ ‌را ‌به ‌مردم ‌معرفی ‌و ‌ارایه ‌كند ‌و ‌چنین ‌نیازی ‌دارد.می ‌توان ‌گفت ‌كه ‌این ‌دسته ‌از ‌ارائه ‌دهندگان ‌محصول ‌و ‌فروشندگان ‌به ‌مشكل ‌<نزدیك ‌بینی ‌در ‌بازاریابی> ‌دچار ‌شده ‌اند. ‌آنان ‌چنان ‌خود ‌را ‌شیفته ‌محصولات ‌خود ‌می‌سازند ‌كه ‌تنها ‌به ‌خواسته ‌های ‌كنونی ‌مصرف ‌كننده ‌توجه ‌می‌‌كنند ‌و ‌نیازهای ‌اصلی ‌او ‌را ‌نمی‌بینند. ‌این ‌دسته ‌از ‌فروشندگان ‌متوجه ‌نیستند ‌كه ‌محصول ‌فیزیكی ‌چیزی ‌جز ‌وسیله ‌یا ‌ابزاری ‌برای ‌حل ‌مساله ‌مصرف ‌كننده ‌نیست. ‌اگر ‌محصول ‌جدید ‌یا ‌با ‌كیفیت ‌بهتری ‌عرضه ‌شود ‌كه ‌مشتری ‌با ‌قیمت ‌كمتری ‌بتواند ‌با ‌آن ‌نیازش ‌را ‌برطرف ‌سازد، ‌این ‌دسته ‌از ‌فروشندگان ‌به ‌دردسر ‌خواهند ‌افتاد ‌و ‌مشتریانی ‌كه ‌چنین ‌نیازی ‌داشته ‌باشند ‌خواستار ‌این ‌محصول ‌جدید ‌خواهند ‌بود.
 ارزش، ‌معیار ‌انتخاب‌
در ‌بازار ‌داد ‌و ‌ستد، ‌غالبا ‌مشتری ‌با ‌مجموعه‌ای ‌از ‌محصولات ‌یا ‌خدمات ‌ارایه ‌شده ‌مواجه ‌می‌شود ‌كه ‌می‌توانند ‌عامل ‌ارضای ‌نیازهای ‌معینی ‌از ‌او ‌باشند. ‌در ‌این‌جا ‌این ‌سوال ‌مطرح ‌می‌‌‌شود ‌كه ‌او ‌چگونه ‌باید ‌در ‌میان ‌این ‌حجم ‌محصولات ‌یكی ‌را ‌انتخاب ‌كند؟ ‌پاسخ ‌این ‌كه ‌برداشتی ‌كه ‌وی ‌از ‌ارزش ‌محصولات ‌و ‌خدمات ‌عرضه ‌شده ‌خواهد ‌داشت، ‌معیار ‌انتخاب ‌نهایی ‌و ‌خرید ‌او ‌ ‌خواهد ‌بود.
ارزش ‌برای ‌مصرف ‌كننده ‌یعنی ‌تفاوت ‌میان ‌ارزش ‌حاصل ‌از ‌داشتن ‌و ‌به ‌مصرف ‌رسانیدن ‌یك ‌محصول ‌و ‌هزینه ‌هایی ‌كه ‌لازم ‌است ‌او ‌در ‌راه ‌كسب ‌آن ‌بپردازد. ‌هنگامی ‌كه ‌مشتری ‌در ‌مقام ‌تصمیم ‌قرار ‌می‌گیرد ‌كه ‌آیا ‌از ‌خدمات ‌فلان ‌آژانس ‌خدمات ‌چاپ ‌ ‌یا ‌شركت ‌تبلیغاتی ‌و ‌... ‌استفاده ‌نماید ‌یا ‌خیر، ‌میزان ‌پول، ‌تلاش ‌و ‌هزینه‌های ‌روانی ‌را ‌كه ‌باید ‌در ‌این ‌راه ‌به ‌مصرف ‌برساند ‌تا ‌به ‌ارزش‌های ‌خاصی ‌كه ‌به ‌تصور ‌خود ‌به ‌آنها ‌دست ‌می‌یابد، ‌با ‌هم ‌مقایسه ‌می‌كند. ‌گذشته ‌از ‌این، ‌او ‌ارزش ‌كار ‌كردن ‌با ‌این ‌شركت ‌را ‌با ‌شركت‌های ‌دیگری ‌كه ‌در ‌همین ‌زمینه ‌كار ‌می‌كنند، ‌مقایسه ‌می‌كند ‌و ‌آنگاه ‌سازمانی ‌را ‌انتخاب ‌می‌كند ‌كه ‌ارزش ‌و ‌اعتبار ‌بیشتری ‌به ‌او ‌ببخشد. ‌ ‌ ‌‌
معمولا، ‌مشتری ‌ارزش‌های ‌محصول ‌و ‌هزینه ‌ها ‌را ‌با ‌یك ‌مقیاس ‌عینی ‌و ‌دقیق ‌نمی‌سنجد. ‌محك ‌یا ‌معیار، ‌چیزی ‌جز ‌" ‌ارزش ‌مورد ‌تصور ‌" ‌نیست. ‌یعنی ‌ارزشی ‌كه ‌او ‌برای ‌محصول ‌مورد ‌بحث ‌قایل ‌است. ‌برای ‌مثال، ‌آیا ‌شركت ‌فدرال ‌اكسپرس ‌(یك ‌شرك ‌حمل ‌و ‌نقل ‌بسته ‌های ‌پست ‌در ‌امریكا) ‌با ‌سرعتی ‌بیشتر ‌و ‌اعتمادی ‌افزونتر، ‌محموله ‌را ‌به ‌مقصد ‌می‌رساند؟ ‌اگر ‌چنین ‌است، ‌آیا ‌این ‌خدمت ‌برتر ‌می‌تواند ‌هزینه ‌های ‌بیشتری ‌را ‌كه ‌باید ‌از ‌بابت ‌پست ‌پیشتاز ‌این ‌شركت ‌پرداخت ‌كرد، ‌توجیه ‌كند؟ ‌شركت ‌دیگری ‌به ‌نام ‌<پستال ‌سرویس> ‌چنین ‌استدلال ‌می‌كند ‌كه ‌خدماتی ‌را ‌كه ‌سازمان ‌به ‌صورت ‌پست ‌پیشتاز ‌انجام ‌می‌دهد ‌همانند ‌خدمات ‌شركت ‌رقیب ‌است، ‌ولی ‌هزینه ‌های ‌بسیار ‌كمتری ‌را ‌دریافت ‌می‌نماید. ‌اگر ‌قرار ‌بود ‌بر ‌مبنای ‌سهم ‌بازار ‌درباره ‌این ‌دو ‌شركت ‌قضاوت ‌كنیم، ‌نوع ‌قضاوت ‌چیزی ‌متفاوت ‌از ‌ادعاهای ‌مسیول ‌شركت ‌پستال ‌سرویس ‌می‌شد. ‌شركت ‌فدرال ‌اكسپرس ‌بیش ‌از ‌45% ‌بازار ‌حمل ‌و ‌تحویل ‌سریع ‌امریكا ‌را ‌در ‌دست ‌دارد، ‌در ‌حالی ‌كه ‌شركت ‌رقیب ‌تنها ‌8% ‌این ‌بازار ‌را ‌به ‌خود ‌اختصاص ‌داده ‌است. ‌برنامه ‌و ‌هدف ‌شركت ‌پستال ‌سرویس ‌این ‌است ‌كه ‌تصور ‌و ‌پنداشت ‌مشتری ‌را ‌درباره ‌<ارزش> ‌دگرگون ‌سازد.
 رضایت ‌مشتری
‌دو ‌عامل ‌در ‌جلب ‌رضایت ‌مشتری ‌برای ‌تصمیم ‌سازی ‌موثر ‌خواهد ‌بود: ‌عملكرد ‌محصول ‌در ‌ارایه ‌ارزش ‌مورد ‌نظر ‌مشتری ‌(با ‌توجه ‌به ‌انتظار ‌خریدار) ‌و ‌كیفیت ‌محصول. ‌اگر ‌عملكرد ‌محصول ‌از ‌انتظار ‌مشتری ‌كمتر ‌شود، ‌خریدار ‌ناراضی ‌و ‌اگر ‌عملكرد ‌همانند ‌انتظار ‌او ‌باشد ‌خریدار ‌راضی ‌است.
‌اگر ‌عملكرد ‌از ‌انتظار ‌بیشتر ‌شود، ‌خریدار ‌خشنود ‌می‌شود. ‌شركت‌هایی ‌كه ‌از ‌نظر ‌بازاریابی ‌در ‌سطحی ‌عالی ‌قرار ‌دارند ‌می‌كوشند ‌مشتریان ‌خود ‌را ‌راضی ‌نگه ‌دارند. ‌مشتری ‌راضی ‌خریدهای ‌خود ‌را ‌تكرار ‌می‌كند ‌و ‌از ‌تجربه ‌های ‌خوبی ‌كه ‌درباره ‌محصول ‌دارد ‌دیگران ‌را ‌هم ‌آگاه ‌می‌سازد. ‌كلید ‌اصلی ‌موفقیت ‌این ‌است ‌كه ‌انتظارات ‌مشتری ‌با ‌عملكرد ‌شركت ‌منطبق ‌باشد. ‌شركت‌هایی ‌كه ‌زیرك ‌و ‌با ‌فراست ‌هستند می‌كوشند ‌مشتری ‌را ‌خشنود ‌كنند، ‌زیرا ‌نه ‌تنها ‌متعهد ‌به ‌ارایه ‌خدمات ‌یا ‌محصول ‌هستند ‌بلكه ‌چیزی ‌را ‌كه ‌عرضه ‌می‌كنند ‌بسی ‌بیش ‌از ‌تعهداتشان ‌است.
رضایت ‌مشتری ‌با ‌كیفیت ‌محصول ‌و ‌خدمات ‌رابطه ‌ای ‌تنگاتنگ ‌دارد. ‌در ‌این ‌سال‌ها ‌بسیاری ‌از ‌شركت‌ها ‌برنامه ‌هایی ‌را ‌به ‌نام ‌مدیریت ‌كیفیت ‌كامل (Total‌ Quality‌ Management)‌به ‌اجرا ‌در ‌می‌آورند ‌و ‌هدف ‌این ‌است ‌كه ‌پیوسته ‌كیفیت ‌محصولات، ‌خدمات ‌و ‌فرآیندهای ‌بازاریابی ‌را ‌بهبود ‌بخشند. ‌كیفیت ‌محصول ‌بر ‌عملكرد ‌آن ‌اثری ‌مستقیم ‌دارد. ‌بنابراین، ‌موجب ‌افزایش ‌رضایت ‌مشتری ‌می‌‌شود.
‌تعریف ‌دقیق ‌"كیفیت" ‌عبارت ‌است ‌از ‌<بی‌عیب ‌بودن> ‌ولی ‌بیشتر ‌شركت‌های ‌مشتری ‌محور ‌پا ‌را ‌از ‌حد ‌چنین ‌تعریف ‌محدودی ‌از ‌كیفیت ‌فراتر ‌می‌گذارند. ‌آنها ‌كیفیت ‌را ‌بر ‌حسب ‌رضایت ‌مشتری ‌تعریف ‌می‌كنند. ‌برای ‌مثال ‌معاون ‌ریاست ‌بخش ‌كنترل ‌كیفیت ‌در ‌شركت ‌موتورلا ‌( ‌شركتی ‌كه ‌در ‌زمینه ‌تلاش‌های ‌كیفیت ‌كامل ‌در ‌آمریكا ‌پیشرو ‌است) ‌می‌گوید: ‌<كیفیت ‌باید ‌چیزی ‌برای ‌مشتری ‌به ‌ارمغان ‌آورد.> ‌تعریفی ‌كه ‌ما ‌درباره ‌نقص ‌یا ‌عیب ‌كالا ‌می‌كنیم ‌چنین ‌است: ‌<اگر ‌مشتری ‌آن ‌را ‌دوست ‌ندارد ‌كالا ‌یا ‌محصول ‌معیوب ‌است.> ‌به ‌همین ‌شیوه ‌جامعه ‌كنترل ‌كیفیت ‌آمریكا ‌كیفیت ‌را ‌چنین ‌تعریف ‌می‌كند: ‌<مجموع ‌كل ‌ویژگی‌ها ‌و ‌خصوصیات ‌یك ‌محصول ‌یا ‌خدمت ‌كه ‌بتواند ‌نیازهای ‌مشتری ‌را ‌برآورده ‌سازد.> ‌این ‌تعریف ‌به ‌اصطلاح ‌مشتری ‌محور، ‌بیانگر ‌این ‌است ‌كه ‌شركت ‌تنها ‌زمانی ‌می‌تواند ‌به ‌كیفیت ‌كامل ‌برسد ‌كه ‌محصولات ‌و ‌خدماتی ‌را ‌كه ‌ارایه ‌می‌كند، ‌متناسب ‌یا ‌بیشتر ‌از ‌انتظارات ‌مشتری ‌باشد. ‌بنابراین ‌امروزه ‌هدف ‌اصلی ‌جنبش ‌كیفیت ‌كامل، ‌تامین ‌رضایت ‌كامل ‌مشتریان ‌است. ‌كیفیت ‌با ‌نیاز ‌مشتری ‌شروع ‌می‌شود ‌و ‌با ‌رضایت ‌او ‌پایان ‌می‌یابد.
 مدیریت ‌تقاضا ‌= ‌رابطه ‌سود ‌آور ‌با ‌مشتری‌ ‌
برخی ‌مردم ‌فكر ‌می‌كنند ‌كه ‌مدیریت ‌بازاریابی ‌به ‌معنی ‌یافتن ‌مشتریان ‌یا ‌خریداران ‌كافی ‌برای ‌كالا ‌یا ‌محصولات ‌است. ‌اما ‌این ‌دیدگاه ‌محدود ‌و ‌ناقص ‌است. ‌هر ‌سازمانی ‌برای ‌محصولات ‌خود ‌از ‌سطح ‌معینی ‌از ‌تقاضا ‌برخوردار ‌است. ‌لكن ‌قابل ‌تصور ‌است ‌كه ‌در ‌هر ‌مقطع ‌زمانی، ‌شركت ‌با ‌یكی ‌از ‌شرایط ‌چهار ‌گانه ‌تقاضا ‌مواجه ‌شود: ‌هیچ ‌تقاضایی ‌وجود ‌نداشته ‌باشد، ‌تقاضا ‌به ‌اندازه ‌كافی ‌باشد، ‌میزان ‌تقاضا ‌نامنظم ‌شود ‌و ‌بالاخره ‌بیش ‌از ‌حد ‌توان ‌باشد. ‌مدیریت ‌باید ‌برای ‌مقابله ‌با ‌شرایط ‌گوناگون ‌تقاضا ‌راه‌هایی ‌متناسب ‌بیابد.
برای ‌مثال، ‌در ‌فصل ‌تابستان ‌شهربازی‌ها، ‌پارك‌ها ‌و ‌استخرها ‌بیش ‌از ‌حد ‌شلوغ ‌می‌گردند. ‌یا ‌اینكه ‌در ‌ماه‌های ‌پایان ‌سال ‌سفارش‌های ‌چاپی ‌بیش ‌ ماه‌های دیگر از ‌خواهد ‌شد، ‌گاهی ‌شركت‌های ‌تولید ‌برق ‌به ‌هنگام ‌اوج ‌مصرف ‌جوابگوی ‌نیاز ‌مصرف ‌كنندگان ‌نیستند. ‌در ‌این ‌موارد ‌و ‌سایر ‌مواردی ‌كه ‌میزان ‌تقاضا ‌بیش ‌از ‌حد ‌است، ‌كار ‌تخصصی ‌مدیریت ‌ایجاب ‌می‌كند ‌كه ‌به ‌اصطلاح ‌<بازار ‌زدایی> ‌كند، ‌یعنی ‌به ‌صورت ‌موقت ‌تقاضا ‌را ‌كاهش ‌دهد. ‌نكته ‌این ‌است ‌كه ‌هدف ‌از ‌این ‌گونه ‌بازار ‌زدایی ‌از ‌بین ‌بردن ‌تقاضا ‌نیست، ‌بلكه ‌باید ‌آن ‌را ‌كاهش ‌یا ‌تغییر ‌داد. ‌بنابراین ‌مدیریت ‌بازاریابی ‌در ‌تلاش ‌است ‌برای ‌اثرگذاری ‌بر ‌سطح، ‌زمان ‌بندی ‌و ‌ماهیت ‌تقاضا ‌به ‌گونه ‌ای ‌كه ‌به ‌سازمان ‌كمك ‌كند، ‌به ‌هدف‌هایش ‌نایل ‌آید. ‌به ‌عبارتی ‌بسیار ‌ساده ‌تر ‌"مدیریت ‌بازاریابی" ‌یعنی ‌"مدیریت ‌تقاضا".
اداره ‌كردن ‌تقاضا ‌یعنی ‌اداره ‌كردن ‌مشتریان. ‌تقاضا ‌معمولا ‌از ‌دو ‌گروه ‌به ‌وجود ‌می‌آید: ‌مشتریان ‌جدید ‌و ‌مشتریان ‌قدیمی. ‌واقعیت ‌این ‌است ‌كه ‌بازاریابی ‌سنتی ‌چه ‌در ‌تئوری ‌و ‌چه ‌در ‌عمل، ‌همواره ‌بر ‌جذب ‌مشتریان ‌جدید ‌و ‌فروش ‌افزونتر ‌تاكید ‌می‌كرده ‌است. ‌ولی ‌امروزه ‌این ‌تاكید ‌تغییر ‌یافته ‌است. ‌مدیریت ‌علاوه ‌بر ‌تدوین ‌استراتژی‌هایی ‌برای ‌جلب ‌مشتریان ‌جدید ‌و ‌انجام ‌دادن ‌معامله ‌با ‌آنها، ‌در ‌صدد ‌برآمده ‌است ‌تا ‌مشتریان ‌كنونی ‌را ‌حفظ ‌كند ‌و ‌رابطه ‌دایمی ‌با ‌آنها ‌به ‌وجود ‌آورد.
چرا ‌حفظ ‌مشتریان ‌قدیمی؟ ‌ ‌
چرا ‌در ‌نگرش ‌جدید ‌حفظ ‌و ‌نگهداری ‌مشتریان ‌مورد ‌تاكید ‌قرار ‌می‌گیرد؟ ‌در ‌گذشته ‌كه ‌شركت‌ها ‌با ‌یك ‌نظام ‌اقتصادی ‌رو ‌به ‌گسترش ‌و ‌بازارهای ‌در ‌حال ‌رشد ‌بسیار ‌سریع ‌روبرو ‌بودند، ‌می‌توانستند ‌از ‌روش ‌<دلو ‌سوراخ> ‌در ‌بازاریابی ‌استفاده ‌كنند. ‌مقصود ‌از ‌بازارهای ‌در ‌حال ‌رشد، ‌مراجعه ‌مشتریان ‌جدید ‌روز ‌افزون ‌است. ‌شركت‌ها ‌می‌توانستند ‌"دلو" ‌بازاریابی ‌را ‌با ‌مشتریان ‌جدید ‌پر ‌كرده ‌و ‌بابت ‌از ‌دست ‌دادن ‌مشتریان ‌قدیمی، ‌به ‌علت ‌وجود ‌سوراخ ‌(معیوب ‌بودن ‌كالا ‌یا ‌هر ‌عامل ‌منفی ‌دیگری) ‌در ‌زیر ‌دلو، ‌نگرانی ‌نداشته ‌باشند. ‌ولی ‌امروزه ‌شركت‌ها ‌در ‌بازاریابی ‌با ‌واقعیت‌های ‌جدیدی ‌روبرو ‌هستند: ‌تركیب ‌جمعیت، ‌پیوسته ‌در ‌حال ‌تغییر ‌است. ‌رشد ‌نظام ‌اقتصادی ‌با ‌آهنگ ‌بسیار ‌كندی ‌صورت ‌می‌پذیرد. ‌شركت‌های ‌رقیب ‌بسیار ‌پیچیده ‌تر ‌شده ‌اند ‌و ‌تعداد ‌زیادی ‌از ‌صنایع ‌با ‌مازاد ‌ظرفیت ‌روبرو ‌هستند. ‌در ‌اثر ‌وجود ‌این ‌عوامل ‌نمی‌توان ‌تعداد ‌زیادی ‌مشتری ‌جدید ‌یافت. ‌این ‌است ‌كه ‌شركت‌ها ‌برای ‌بدست ‌آوردن ‌سهم ‌بیشتری ‌از ‌بازار ‌ثابت ‌یا ‌رو ‌به ‌كاهش ‌باید ‌مبارزه ‌كنند. ‌بنابراین ‌هزینه ‌های ‌جذب ‌مشتریان ‌جدید ‌رو ‌به ‌افزایش ‌است. ‌در ‌واقع ‌هزینه ‌های ‌جذب ‌مشتریان ‌جدید ‌تا ‌5 ‌برابر ‌هزینه ‌های ‌حفظ ‌مشتریان ‌كنونی ‌است.
شركت‌ها ‌دریافته‌اند ‌كه ‌از ‌دست ‌دادن ‌یك ‌مشتری ‌چیزی ‌بیش ‌از ‌دست ‌دادن ‌یك ‌قلم ‌فروش ‌است، ‌و ‌به ‌معنی ‌از ‌دست ‌دادن ‌كل ‌جریان ‌خریدهایی ‌است ‌كه ‌مشتری ‌می‌توانست ‌در ‌طول ‌زندگی ‌خود ‌یا ‌دوره‌ای از زمان ‌كه ‌مشتری ‌بود، ‌انجام ‌دهد. ‌بنابراین ‌تلاش ‌در ‌راه ‌حفظ ‌و ‌نگهداری ‌مشتری، ‌از ‌نظر ‌اقتصادی، ‌به ‌صرفه ‌تر ‌است. ‌شاید ‌شركتی ‌در ‌یك ‌معامله ‌خاص ‌از ‌نظر ‌پولی ‌زیان ‌ببیند، ‌ولی ‌حفظ ‌رابطه ‌در ‌بلند ‌مدت، ‌منافع ‌بیشتری ‌به ‌بار ‌خواهد ‌آورد. ‌
به ‌عنوان ‌مثال، ‌یكی ‌از ‌مشتریان ‌شركت ‌ال.ال.بین ‌می‌گوید ‌كه ‌یك ‌قایق ‌از ‌آن ‌شركت ‌خریداری ‌كرد ‌و ‌چون ‌آب ‌در ‌آن ‌نشت ‌می‌كرد ‌او ‌همه ‌وسایل ‌ماهیگیری ‌خود ‌را ‌از ‌دست ‌داد. ‌او ‌خود ‌را ‌شناكنان ‌به ‌ساحل ‌رساند. ‌قایق ‌را ‌به ‌ساحل ‌كشیدند ‌و ‌به ‌همراه ‌نامه ‌ای ‌به ‌شركت ‌فرستاد ‌و ‌تقاضای ‌یك ‌قایق ‌نو ‌و ‌700 ‌دلار ‌از ‌بابت ‌وسایل ‌ماهیگیری ‌را ‌كه ‌از ‌دست ‌داده ‌بود ‌كرد. ‌شركت ‌هر ‌دو ‌خواسته ‌را ‌برآورد ‌كرد.
مشتریان ‌راضی ‌بارها ‌و ‌بارها ‌به ‌شركت ‌مراجعه ‌می‌كنند. ‌بنابراین ‌در ‌دنیای ‌بسیار ‌رقابتی ‌امروز ‌اگر ‌شركتی ‌درصدد ‌برآید ‌رابطه ‌ای ‌بلند ‌مدت، ‌محكم ‌و ‌سود ‌آور ‌با ‌مشتری ‌برقرار ‌كند ‌باید ‌از ‌مقداری ‌از ‌درآمدهای ‌خود ‌چشم ‌پوشی ‌نماید..
‌شركتی ‌كه ‌بخواهد ‌مشتریان ‌را ‌راضی ‌نگه ‌دارد ‌نباید ‌تنها ‌با ‌اقدامات ‌زیر ‌قانع ‌شود: ‌ایجاد ‌واحدی ‌برای ‌رسیدگی ‌به ‌شكایت‌های ‌مشتریان، ‌خوش ‌رو ‌بودن ‌و ‌خوش ‌برخورد ‌بودن. ‌شركت‌هایی ‌به ‌بهترین ‌راه ‌از ‌عهده ‌این ‌كارها ‌برمی ‌آیند ‌كه ‌برای ‌ارایه ‌خدمات ‌به ‌مشتریان، ‌استانداردهای ‌بالایی ‌تعیین ‌می‌كنند ‌و ‌درصدد ‌هستند ‌تا ‌با ‌تلاش‌های ‌بسیار ‌زیاد ‌به ‌این ‌استانداردها ‌دست ‌یابند. ‌خدمات ‌استثنایی ‌و ‌با ‌ارزش ‌چیزی ‌بیش ‌از ‌مجموعه ‌ای ‌از ‌سیاست‌ها ‌و ‌اقداماتی ‌است ‌كه ‌شركت‌ها ‌انجام ‌می‌دهند ‌و ‌آنها ‌عبارتند ‌از ‌دیدگاه ‌همگانی ‌به ‌عنوان ‌جزء ‌مهم ‌فرهنگ ‌عمومی ‌شركت. ‌در ‌چنین ‌شركتی ‌هر ‌كس ‌به ‌خود ‌می‌بالد ‌كه ‌توانسته ‌است ‌خدمات ‌شایسته ‌و ‌استثنایی ‌به ‌مشتریان ‌ارایه ‌كند.
 ‌اگر ‌چه ‌هیچ ‌فرمول ‌ساده ‌ای ‌برای ‌مراقبت ‌و ‌راضی ‌نگه ‌داشتن ‌مشتریان ‌وجود ‌ندارد ‌ولی ‌افسانه ‌هم ‌نیست. ‌به ‌گفته ‌رییس ‌شركت ‌ال.ال.بین ‌<تعداد ‌زیادی ‌از ‌افراد، ‌افسانه ‌هایی ‌درباره ‌ارایه ‌خدمات ‌به ‌مشتریان ‌می‌گویند... ‌ولی ‌نوع ‌خدماتی ‌را ‌كه ‌ما ‌ارایه ‌می‌كنیم، ‌روزمره، ‌همیشگی،بی ‌پایان ‌و ‌دارای ‌پاداش ‌است.> ‌شركت‌هایی ‌كه ‌چنین ‌امری ‌را ‌به ‌خوبی ‌انجام ‌دهند ‌پاداش‌هایی ‌دریافت ‌خواهند ‌كرد.


  • آخرین ویرایش:-

در دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهموم بازاریابی به دانشجویان خود بود

 

 

  شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین :"

 

من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"،

 

به این میگن بازاریابی مستقیم

 

شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره، به شما اشاره می کنه و می گه:" اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن"،

 

به این میگن تبلیغات

 

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"،

 

به این میگن بازاریابی تلفنی

 

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: " در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟"،

 

به این میگن روابط عمومی

 

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: "شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟ " ،

 

 به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری

 

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه،

 

به این میگن پس زدگی توسط مشتری

 

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه،

 

 به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

 

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"

 

به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

 

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، همسرتون پیداش میشه،

 

به این میگن منع ورود به بازار


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :88  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...